تجربه زیسته دختران مجرد ساکن تهران در فضاهای اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.30465/ws.2024.47234.3985چکیده
در دنیای امروز تمام کنشگران اجتماعی از جمله زنان فضاهای مختلف اجتماعی را تجربه میکنند. فضاهایی از قبیل دانشگاه، محل کار، خیابان و غیره. در هر یک از این فضاها روابط اجتماعی خاصی جریان دارد. در اینجا روابط اجتماعی از منظر روابط قدرت نگریسته شده است. در این مقاله ابتدا شرحی مختصر از انواع قدرت، مفهوم مقاومت و مفاهیم بدیل آن را ارائه کردهایم. سپس با رویکرد هرمنوتیک تفسیری و از طریق مصاحبۀ روایی با 20 دختر مجرد ساکن تهران، تجربۀ زیستۀ آنها در مواجهه با انواع قدرت را تحلیل کردهایم. میدانهایی که اعمال قدرت در آنها را بررسی کردیم خانواده، دانشگاه، محل کار و فضای عمومی بود. یافتهها حاکی از سه نوع مواجهه با روابط نابرابر قدرت است: پذیرش قدرت، احساس بیقدرتی و مقاومت. بیشترین تجربه در بین این سه نوع مواجهه، تجربۀ بیقدرتی بود. نتایج نشان دادند مفهوم مقاومت به تنهایی برای تحلیل مواجهه با قدرت به شدت ناکافی است. همچنین، بر اساس یافتهها میتوان گفت سوژهها هویتهای یکپارچه ندارند و بر اساس تفسیرشان از موقعیت میتوانند سوژۀ پذیرا، بیقدرت یا مقاوم باشند.