زن، مرد و فلسفه سیاسی: آینده فلسفه سیاسی ای که مرد بود
نویسندگان
1 استادیار فلسفه سیاسی، پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی
doi
10.30465/ws.2024.46151.3911چکیده
از نیمه دوم قرن بیستم، زن در فلسفه سیاسی به یکی از مناقشهبرانگیزترین مباحث تبدیل شده است. برخی از متفکران مطالعات زنانه مانند سوزان مولر اوکین و کارول پتمن، در تحقیقات خود نشان دادند که فلسفه سیاسی از اساس مردانه بوده است و لذا به محض این که در برابر زن برابر قرار میگیرد، چنان فرو میریزد که چیزی برای استفاده باقی نمیماند. بنابراین همزمان دو سوال بنیادین طرح میشود: نخست، مطالعات زنان برای طرح مباحث فلسفی خود چه باید بکند؟ و دوم، با سنت بزرگ فلسفه سیاسی چه باید کرد؟ تاکنون سه جواب به این دو سوال داده شده است: گریز از فلسفه، تاسیس فلسفه سیاسی فمنیستی و جنسیتزدایی از فلسفه سیاسی. لیکن همچنانکه نشان خواهیم داد این پاسخها در نهایت قانعکننده نیستند. در مقابل، در این مقاله ایده فلسفه سیاسی خنثی/ناخنثی را مطرح کردهایم که با روش تحلیلی استنتاجی حاکم بر مباحث فلسفی، تلاش میکند تا هم راهی بیابد برای حفظ سنت بزرگ فلسفه سیاسی و هم این که بحث زن به لحاظ هستیشناختی امکان حضور و به رسمیت شناخته شدن را بیابد.