تحلیل هزینه- فایده آموزش عالی در گروه علوم انسانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور تبریز
2 کارشناس ارشد اقتصاد
doi
چکیده
گرایش جهانی به سمت اقتصاد دانش محور در دهههای اخیر، سرمایه انسانی و نیروی کار مؤثر را به یکی از اصلیترین متغیرهای مدلهای رشد تبدیل نموده و باعث افزایش تمایل دولتها و افراد به سرمایهگذاری درآموزش عالی شده است. به طور کلی، تلقی نمودن آموزش عالی به عنوان نوعی سرمایهگذاری و گسترش و توسعه نظامهای آموزشی از یک سو و رشد فزاینده سهم آموزش از تولید ناخالص ملی و بودجه کشور از سوی دیگر، توجه اقتصاددانان و برنامهریزان را به بررسی میزان اثربخشی فعالیتهای آموزشی معطوف ساخته است. یکی از تکنیکهای مؤثر در این زمینه تحلیل هزینه – فایده است که براساس آن برنامهریزان میتوانند در مورد تخصیص منابع به آموزش عالی در سطوح مختلف تصمیمگیری کنند. در این مطالعه بر اساس روش هزینه-فایده به برآورد نرخ بازده خصوصی و اجتماعی آموزش عالی در گروه علوم انسانی پرداخته شده است. برای این منظور از دو روش پیش از اجرا و پس از اجرا استفاده گردیده است. در روش پیش از اجرا با استفاده از اطلاعات جمعآوری شده از درآمد انتظاری دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای گروه علوم انسانی دانشگاه تبریز به برآورد نرخ بازده خصوصی انتظاری مبادرت شده است. همچنین در روش پس از اجرا بر اساس اطلاعات جمعآوری شده از کارمندان دولتی با مدرک تحصیلی گروه علوم انسانی، میزان نرخ بازده خصوصی تحقق یافته محاسبه شده است. در انتها و با محاسبه نرخ بازده اجتماعی برای دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا این نتیجه حاصل شده که نرخ بازده در هر سه سطح منفی است. این امر نشان دهنده عدم بازده مناسب سرمایههای انسانی در کشور است.