چندپارگی ذهنیت زنان در تجربه زیسته زندگی خانوادگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی گروههای اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
2 استادیار جامعه شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
3 استاد گروه جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
doi
10.30465/ws.2024.42149.3621چکیده
یکی از ویژگیهای جامعه ایران پدیدهی چندپارگی ذهنیت است.از آنجا که خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی متاثر از این چندگانگی است؛موضوع این مقاله مطالعه جامعهشناختی چندپارگی ذهنیت در تجربه زیستهی زندگی خانوادگی زنان متاهل میباشد. با در نظرگرفتن سیر تحول مفهوم سوژه، رویکرد نظری ژولیا کریستوا به عنوان چهارچوب نظری انتخاب گردید. مشارکتکنندگان شامل 15 زن متاهل کارمند بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند.رویکرد ما در این مقاله، رویکردی پدیدار شناختی و روش به کار گرفتهشده در راستای این رویکرد،روش تحلیل گفتمان پل جی و روث وداک، میباشد.در مرحله توصیف و تقطیع دادهها، گزارههای بیانی مصاحبهشوندگان با توجه به کنشهای زبانی مورد نظر پلجی در ذیل دو کارکرد "اقتصاد" و "امورجنسی" مفهومسازی شدند و در مرحله تفسیر متن، واسازیهای صورتگرفته در مرحله توصیف، بازسازی شدند. بر آن بودیم تا لحظات تقابل و شکاف گفتمانهای فردمحور مدرن و سنت محورکه در ذهنیت زن ایرانی با یکدیگر آمیختهاند را نشان دهیم. نتایج نشان داد که زن ایرانی با مسائل یکسان در کارکردهای مورد بررسی زندگی خانوادگی، برخوردهایی دوگانه دارد و جهانهای ذهنی عقل-محور مدرن و ناعقلمحور سنتگرا هر چند یکدیگر را به چالش میکشند و از یکدیگر سرپیچی میکنند، با هم میزیاند و ذهنیتی چندپاره را شکل میدهند.