بررسی تأثیر شیب و لایهبندی واحدهای سنگشناسی کنگلومرایی و ماسهسنگی بر پوششگیاهی مناطق خشک (مطالعه موردی: شهرستان لامرد، استان فارس)
نویسندگان
1
doi
چکیده
سازند زمینشناسی بختیاری، سنگ بستر بخش وسیعی از مراتع جنوب استان فارس را تشکیل میدهد. دراین تحقیق اراضی توده سنگی کنگلومرایی و ماسهسنگی این سازند تفکیک شدند. سپس ویژگیهای لازم در دو بخش میدانی و آزمایشگاهی برای مقایسه برخی از عوامل مؤثر بر درصد تاج پوشش گیاهی اندازهگیری شد. با توجه به تغییرات به وجود آمده در اثر فرسایش و زاویه لایهبندی سازند، شیبهای کمتر از 100 درصد (عمود بر جهت امتداد لایههای سنگی) و شیبهای بیش از 100 درصد (در سطح لایههای سنگی) برای نمونه برداری انتخاب شد. در هر منطقه در امتداد ترانسکتهای 5 متری بهطور جداگانه بر روی هرکدام از واحدهای سنگشناسی فوق، مطالعات میدانی شامل اندازهگیری تعداد درزه در سه بعد عرض، عمق و طول در سه مقیاس کوچک، متوسط و بزرگ و درصد تاجپوششگیاهی (در امتداد شیب) صورت گرفت. همچنین پس از نمونهگیری از خاک درزهها در منطقه، خصوصیات خاکشناسی نیز در آزمایشگاه تعیین شد. نتایج حاصل از مقایسه خصوصیات خاک در سطح احتمال 05/0 نشان داد که از نظر درصد رطوبت خاک بین عمقهای 10-0، 30-10 و 50-30 سانتیمتر بر روی هر دو نوع سنگ مورد مطالعه اختلاف معنیدار وجود دارد، به طوری که با افزایش عمق درصد رطوبت خاک افزایش مییابد. اما ازلحاظ سایر خصوصیات خاک مورد مطالعه بین آنها اختلاف معنیداری دیده نمیشود. همچنین بر روی هر کدام از این واحدها اختلافهای معنیداری در سطح احتمال 05/0 بین خصوصیات درزه ها و درصد تاجپوششگیاهی دیده شد. این تفاوت در میان سنگهای کنگلومرایی و ماسهسنگی و در بین دو شیب وجود داشت. همچنین بین درصد تاجپوششگیاهی و تعداد درزه دارای عرض بزرگ و متوسط، عمق بزرگ و متوسط رابطه مستقیم و معنیداری در سطح 1% بر روی هر دو نوع سنگشناسی مورد مطالعه وجود دارد. در پایان میتوان نتیجه گرفت که تفاوت در خصوصیات درزهها در بین دو واحد سنگشناسی، مهمترین عامل تعیین کننده درصد تاجپوششگیاهی است. در ضمن تغییرات در خصوصیات درزهها، افزون بر وابسته بودن به جنس سنگ به چگونگی لایهبندی و شیب سازند نیز وابسته است.