جایگاه طبیعی و اجتماعی زنان در تفکر ابن رشد
نویسندگان
1 استادیار فلسفه، دانشکدة ادبیات، دانشگاه رازی
doi
10.30465/ws.2023.43762.3749چکیده
مطالعه و درک رویکرد فیلسوفان قدیم به مسئله زنان یکی از مباحثی است که اخیرا مورد توجه بسیار قرار گرفته است. دیدگاه ابن رشد، فیلسوف مسلمان، در باب زنان در بازخوانی تاریخ فلسفه غرب و اسلامی به طور شگفت انگیزی از حیث پیشرو بودن جلب نظر مینماید؛ گویی نظرات متفکری معاصر را میخوانیم نه اندیشمندی از اعماق قرن دوازدهم. از آن جا که هیچ پژوهش مستقلی به زبان فارسی دربارۀ نظر ابن رشد در مورد زنان صورت نگرفته است، بررسی و انتشار دیدگاه او ضروری مینماید. بنابراین ما در این مقاله کوشیده ایم جمعبندیی کلی از نظرات او ارائه دهیم. نظرات او دربارۀ زنان را در دو اثر مهم او، شرح جمهوری افلاطون و بدایه المجتهد، میتوان یافت. او در شرح جمهوری افلاطون بر آن است از آن جا که زنان دارای توان عقلانی برابر با مردان هستند باید از حقوق برابر هم برخوردار باشند. به علاوه او در همین اثر بر آن است جامعهای که ظرفیتها زنان را نشناسد و به کار نگیرد هرگز روی رشد و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی را نخواهد دید. بنابراین جوامع، دست کم برای خیر و صلاح خود میبایست به زنان مانند مردان حق تحصیل و اشتغال و مانند آن را اعطا کنند.