تأثیر نظام واژگان بر ادراک ناروایی جرم از منظر اندیشههای کیفری غرب و اسلام
نویسندگان
1 استادیار حقوق دانشگاه زابل، زابل، ایران.
2 استادیار حقوق دانشگاه زابل، زابل، ایران.
3 عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه زابل، زابل، ایران.
doi
10.22091/csiw.2024.10636.2532چکیده
التزام مردم به قوانین جزایی در وضعیت نادیدهانگاری ابعاد اخلاقی و شهودی آن مقررات و تأکید صرف بر ابعاد اجتماعی جرم، موضوعی پرهزینه و فاقد ارزش اخلاقی است؛ لیکن در پرتو ادراک جرم بهعنوان یک رفتار ناروا با محوریت «نظام واژگان» که موضوع این نوشتار است، تابعین حقوق کیفری، با اشراف به ابعاد و جنبههای متعدد و ناپیدای جرم از طریق فعال شدن حساسگرهای درونی، آن را در تنافی با مصالح و منافع اصیل خویشتن نیز تلقی مینمایند. این مقاله به هدف تقویت و تعمیق نظام بینشی مزبور و غنای اندیشههای کیفری از طریق نظام واژگان، درصدد اثبات این امر است که تکوین یک نظام ارزشی و کنشی پیشگیرانه مبتنی بر نظام واژگان قرآنی، موجب شکوفایی استعدادهای فطری درزمینهٔ تقویت خویشبازدارندگی، میگردد که در مقایسهای تطبیقی نیز تا حدودی مورد تأیید بعضی اندیشمندان بزرگ غربی نیز است. درواقع تقبیح شهودی و وجدانی جرائمی که در فرایندی عادلانه و با رعایت اصل استثنائی بودن مداخله کیفری، جرمانگاری گردیده است؛ با اتکا بر واژگان متناسب که منجر به تلقی جرم بهعنوان یک رفتار ناصواب و ناسازگار با ساختار شخصیتی و منافع بنیادین انسانیاجتماعی گردد، انسانیترین شیوه پیشگیری از جرم محسوب میگردد و ظاهراً راهبرد اصلی قرآن در تبیین رفتارهای ناروا و نحوه مقابله با آن است. راهبرد مزبور که به جهت ابتنا آن بر عقل سلیم و ادراک شهودی انسانها تا حدودی مورد تأیید اندیشمندانی همانند کانت و دورکیم است؛ عرصه را بر قلمرو نظریاتی که ناروایی جرائم را صرفاً به اراده حکومت و یا انحصار آن به بازتابهای اجتماعی میداند تضییق میگرداند.