کلیشه های جنسیتی در گلستان و بوستان سعدی «براساس الگوی ترکیبی ماکیونس (2001) و تایلور (2003)»

نویسندگان

1 دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران

doi
10.30465/ws.2023.43089.3698
چکیده

یکی از راه‌های کشف و فهم گفتمان‌های مسلط بر جامعه، دورۀ تاریخی یا گروهی خاص، بررسی و واکاوی کلیشه‌های جنسیتی است. کلیشه‌های جنسیتی تصاویری یکنواخت و قالبی دربارۀ رفتارهای خاص زنان و مردان است که بدون بررسی و آزمون، ارائه و پذیرفته می‌شوند. ماکیونس (2001) و تایلور (2003) در این راستا الگویی ارائه داده‌اند که شامل هفت گویۀ اصلی و بنیادی راجع‌به کلیشه‌های جنسیتی است. ازآنجاکه سعدی یکی از ادیبان و اندیشمندان در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی قرن هفتم است،بررسی آثار او از منظر بازنمایی کلیشه‌های جنسیتی، دربستر ادبی، تاریخی و اجتماعی اهمیت دارد. بدین منظور در این پژوهش با توجه به الگوی مذکور، دو اثر مهم سعدی، گلستان و بوستان، مورد بررسی و تحلیل قرارمی‌گیرد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد شش گویه از هفت گویۀ این الگو در گلستان و بوستان در قالب عبارات و حکایات مختلف بازنمایی شده‌اند و سعدی و جامعۀ او به این گویه‌ها نگرش مثبت دارند. زنان از این منظر ترسو، ضعیف، منفعل، مشارکتی، مطیع، وابسته، عاطفی، زیبا، ظریف، کم‌هوش و کم‌استعداد هستند. در مقابل مردان شجاع، قدرتمند، فعال، رقابتی، مستقل، زمخت، بی‌احساس، عقلانی، باهوش و زیرک هستند. نکتۀ قابل توجه این است که این الگو برای قرن‌های متمادی در گفتمان جامعۀ ایرانی بازتولید شده است.