تاثیر گرایش به کارآفرینی و چابکی استراتژیک با نوآوری مدل کسب وکار و قابلیت یادگیری بر عملکرد شرکت ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، گرایش سیاست گذاری بازرگانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

3 کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، گرایش بازاریابی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22034/jbar.2022.14843.3698
چکیده

کسب­وکارها پیوسته برای آگاهی از وضعیت خود در محیط رقابتی باید به ارزیابی عملکرد بپردازند تا با بهبود آن بتوانند در محیط پویا و به شدت رقابتی، دوام بیاورند. دستیابی به عملکرد برتر نیازمند انطباق و سازگاری محصولات و خدمات شرکت­ها با نیازها و خواسته‌های مشتریان است که به واسطه نوآوری در مدل کسب­وکار و قابلیت یادگیری سازمانی تسهیل می­شود. از طرفی برای موثر واقع شدن این متغیرها نیز باید سازمان­ها توانایی پاسخ­گویی بالا و همچنین تمایل به ارائه محصولات و خدمات جدید داشته باشند که به واسطه چابکی استراتژیک و گرایش به کارآفرینی ایجاد می­شود و سبب دستیابی به عملکرد برتر از رقبا خواهد شد. بنابراین در این پژوهش تاثیر مستقیم گرایش به کارآفرینی و چابکی استراتژیک بر عملکرد و همچنین تاثیر غیرمستقیم این دو متغیر بر عملکرد از طریق میانجی‌گری نوآوری در مدل کسب­وکار و قابلیت یادگیری بررسی شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و همچنین روش­ گردآوری داده­های آن نیز توصیفی-پیمایشی می‌باشد. پرسشنامه این پژوهش را مدیران 96 شرکت تولیدی و خدماتی در شهرک صنعتی رشت تکمیل کرده‌اندنداا. تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از طریق روش مدلسازی معادلات ساختاری صورت گرفته است. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که متغیرهای چابکی استراتژیک و گرایش به کارآفرینی بر عملکرد تاثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تاثیر غیرمستقیم این دو متغیر بر عملکرد را به کمک نوآوری مدل کسب­وکار و قابلیت یادگیری تایید شده است. بنابراین توجه به این نتایج می­تواند در ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد برتر برای شرکت­ها مفید موثر باشد.