مطالعه تطبیقی پیرامون مبانی حقوق زنان در حقوق ایران و جنبشهای فمینیستی
نویسندگان
1 استادیار حقوق بینالملل عمومی دانشگاه آزاد بوشهر، بوشهر، ایران.
2 استادیار حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه آزاد بوشهر، بوشهر، ایران.
3 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه آزاد بوشهر، بوشهر، ایران.
doi
10.22091/csiw.2024.9607.2432چکیده
در نظامهای مذهبی، تنها حضرت حق، حق محض است و اوست که میتواند مبنای حق باشد و کلام او میتواند «حقی» را تعیین یا اعطا نماید. در حقیقت جز «حق محض» حقهای دیگر فاقد اصالت و نسبیاند. ولی در نظامها و مکاتب غیر الهی به دلیل عدم امکان دسترسی به حقیقت، تنها اراده فرد است که منشأ و خاستگاه حق خواهد بود. حقوق ایران با تمسک به مبانی دین مبین اسلام، حقوق زن را در تمامی عرصههای فردی، اجتماعی و خانوادگی ترسیم نموده است که با مبانی ایدئولوژیک جنبشهای فمینیستی در حوزههای مختلف، ازجمله منابع حقوق و ماهیت قانونگذاری، در تبیین ارزشهای حقوقی، در هدف شناسی ، در بعد انسانشناسی و در مبانی هستیشناسی دارای تفاوت اساسی است. سؤال اصلی نگارنده که در این مقاله به دنبال پاسخ به آن است؛ بررسی علت اختلاف در شناسایی برخی حقوق یا جرمانگاری برخی رفتارها در حوزه زنان در قوانین موضوعه ایران با آنچه در برخی اسناد اصلی بینالمللی تحت عناوین یا مفاهیم مبتنی بر فمینیسم تبیین گردیده است، از طریق بررسی تطبیقی مبانی حقوق زنان در حقوق ایران و جنبشهای فمینیستی است. یافتههای این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی صورت پذیرفته، حاکی از آن است که علت تفاوت در جرمانگاری یا عدم جرمانگاری برخی رفتارهای مجرمانه در نظام حقوقی ایران و جنبشهای فمینیستی نسبت به زنان در محیط خانواده یا اجتماع، تفاوت در مبانی شناخت حق برای زنان و کارکرد زن در نظام اجتماعی است که برآیند آن ایجاد و شناسایی برخی حقوق در نظام حقوقی ایران است؛ درحالیکه جنبشهای فمینیستی تأکید بر رعایت مساوات و تشابه در حقوق زنان و مردان بدون لحاظ طبیعت و کارکرد اجتماعی او دارند که درنهایت تفاوت در این مبانی فلسفی لاجرم موجب بروز تفاوت در سیاست جنایی دو نظام گردیده است.