زندگی اجتماعی چادر در ایران معاصر
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه علم و فرهنگ
2 هیت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
doi
10.30465/ws.2023.41821.3596چکیده
سرنوشت پر فراز و نشیب چادر در زندگی زنان ایرانی، موجب شده است که معانی فراوان و متعارضی در آن پنهان شود: عقب نگاه داشتن زنان از تمدن، مقاومت در برابر زن فرنگیمآبِ خودباخته، عدالتخواه بودن، پوشش قشر حزباللهیِ همرنگ با حکومت، فراهمآورندۀ زیبایی برای زن محجبۀ متجدد. این تعابیر که از حدود 150 سال پیش بر روی چادر بار شد، با تغییرات در کالبد آن همراه بودند؛ از تنوع در مدل دوخت گرفته تا همنشینی با دیگر اشیا. در مقالۀ حاضر با بهکارگیری رویکرد مطالعات فرهنگ مادی، و استفاده از اسناد و شواهد مکتوب، چهار دوره زندگی اجتماعی چادر در عصر جدید را نشان میدهیم: نماد عقبماندگی، ابزاری انقلابی و رهاییبخش، نشانۀ حکومتی بودن، کالایی ادغامشده در بازار مد. دوران پهلوی اول، چادر بهمثابه پوششی دور از تمدن و از خلال تعارضات امر سنتی با مدرن به سخن درآمد. دورۀ دوم، چادر در خدمت انقلاب و مبارزه در برابر فرهنگ مصرفگرای غرب قرار گرفت. در دورۀ سوم، چادر شکلی از سلطۀ فرهنگی-سیاسی را همراهی کرد. در دورۀ چهارم، چادر مدهای خود را آفرید تا زیباییهای بصری صاحبش را نهتنها پنهان نکند، بلکه آنها را هرچه بیشتر آشکار سازد.واژگان کلیدی: زندگی اجتماعی چادر، لباس، مطالعۀ فرهنگ مادی، زن، اشیا.