تجربۀ زیستۀ مردان افغانستان و پاکستان از تحصیل در رشته مطالعات زنان در ایران: یک مطالعه پدیدارشناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات زنان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
2 استادیار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه، پژوهشکدۀ زنان، دانشگاه الزهرا (س)
3 استادیار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه، پژوهشکدۀ زنان، دانشگاه الزهرا (س)
doi
10.30465/ws.2022.39343.3438چکیده
رشتۀ مطالعات زنان که بر اساس فعالیتهای جنبش زنان در غرب تأسیس شد و تغییر نگرش از اهداف عمده آن بود، حوزهای دائماً در حال تغییر و گسترش بوده است. امروزه گرایشهای متنوعی از این رشته در کشورهای مختلف وجود دارد که در ایران با رویکرد اسلامی است. هدف این پژوهش، بررسی تجربۀ زیستۀ دانشجویان مرد افغانستانی و پاکستانی مطالعات زنان در ایران است که بیشتر با پسزمینه فرهنگی مردسالارند. روش این پژوهش پدیدارشناسی تفسیری است که با انجام مصاحبه نیمهساختارمند با شانزده نفر از این دانشجویان صورت گرفته است. تحلیل دادهها با شیوه ون مانن و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2018 انجامشده و سه مضمون اصلی «آگاهی جنسیتی»، «باز نگرشی جنسیتی» و «کمرنگی جنسیتمحوری» حاصلشده است. بر اساس یافتهها آگاهی جنسیتی بیانگر «فهم برساختگی نگرشهای موجود به زن» و «فهم ماهیت مشترک زن و مرد در قرآن» بوده و «باز نگرشی جنسیتی» را که شامل «تأمل در خوانشهای دینی نسبت به زن» و «بازنگری در باورهای اجتماعی نسبت به زن» بوده به دنبال داشته است که درنهایت به «کمرنگی جنسیتمحوری» شامل «کمرنگی نگاه هژمونی مردسالارانه در خانواده» و «کمرنگی مزیتهای مردسالارانه در جامعه» انجامیده است.