بررسی سیر تحول ذهنیت زن ایرانی در مواجهه با مدرنیته با تکیه بر رمانهای «روزگار سیاه»، «زیبا» و «شب یک شب دو»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
2 دانشیار دانشگاه ولی عصر رفسنجان
3 استاد دانشگاه شهرکرد
doi
10.30465/ws.2021.28165.2837چکیده
ورود مدرنیته به جامعه سنتی ایران تأثیر زیادی بر تغییر ذهنیت و جایگاه اجتماعی زنان داشت. به دلیل وجود ارتباط انکار ناپذیر ادبیات و جامعه، این مقاله به دنبال بررسی سیر تحول ذهنیت زن ایرانی در رویارویی با مدرنیته با تکیه بر رمان فارسی است. بدین منظور دو رمان «روزگار سیاه» و «زیبا» از سالهای آغازین سدۀ چهاردهم شمسی انتخاب شدهاند.رویارویی شخصیتهای زن این دو رمان با مدرنیته، با رویارویی شخصیتهای زن رمان «شب یک شب دو» که در سال 1353ه.ش نگاشته شده است، مقایسه میگردد. به دلیل اینکه در این سه رمان زنان نقش محوری بازی میکنند، میتوان با مقایسۀ تحلیلی و توصیفی نشان داد از نگاه نویسندگان، در فاصلۀ نزدیک به پنجاه سال ذهنیت زن ایرانی نسبت به مؤلفههای مدرنیته (با تکیه بر نظریات گیدنز) چه تغییراتی کرده است. بدین منظور شخصیت زنان در مواجهه با مؤلفههای آموزش، حضور اجتماعی زنان، برابری زن و مرد، فردیت زنان، انسانگرایی، دنیاگرایی و سنت ستیزی در رمانها بررسی و با یکدیگر مقایسه شده است.