چالشهای زندگی در سایه بیسرپرستی: روایت یک زن سرپرست خانوار بیرجندی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران ، ایران
2 فارغ التحصیل کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، بیرجند، ایران
3 فارغ التحصیل کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، بیرجند، ایران
4 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
5 استادیار گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22034/fakh.2025.485781.1698چکیده
زنان سرپرست خانوار از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی به شمار میروند و، در مقایسه با سایر زنان، فشارهای روانی- اجتماعی بیشتری را تجربه میکنند و از کیفیت زندگی پایینتری برخوردارند؛ ازاینرو، بررسی کیفیت زندگی آنها ضروری است. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش روایتپژوهی، بـر روی روایتهای یک زن روستایی حدوداً 65 سالهی سرپرست خانوار متمرکز شـده است. دادهها، از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافتهی روایتی و یادداشتهای میدانی، گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون و کدگذاری بررسی شدند که به شناسایی 14 مضمون سازماندهنده منجر شد؛ این مضامین در چهار مضمون فراگیر دستهبندی شدند. برای اطمینان از پایایی، ضریب توافق کدگذاران (ضریب هولستی) محاسبه شد که مقدار آن 81/0 بود. همچنین، برای اعتباربخشی به یافتهها، از روش مثلثسازی (ترکیب نقلقول مستقیم، مضامین استخراجشده و یافتههای پژوهشهای پیشین) استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که علل اصلی پدیدآورندهی چالشهای یک زن سرپرست خانوار روستایی را میتوان در قالب چالش آموزشی و مهارتی، چالش نبود حمایت اجتماعی لازم ، چالش اقتصاد ناپایدار و چالش مشکلات روانی ـ اجتماعی طبقهبندی کرد. همچنین نتایج نشان میدهد که موانع آموزشی و مهارتی، نظیر کمسوادی، عدم دسترسی به آموزش عالی و نبود فرصتهای مهارتآموزی، منجر به محدودیت انتخاب شغل و درآمدزایی میشود که در نهایت موجب اقتصاد ناپایدار و مشاغل غیررسمی زن سرپرست خانوار شده است؛ از سوی دیگر، عدم حمایت اجتماعی لازم، به دلیل مسئولیتهای سنگین مراقبت و بزرگ کردن فرزندان به تنهایی، محدودیتهایی در انتخاب شغل ایجاد کرده که در نهایت، مشکلات روانی ـ اجتماعی مانند احساس انزوا و استرس را به دنبال داشته است.