مکالمۀ سنت و تجدد در مقالاتی دربارۀ قاآنی شیرازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.48308/hlit.2023.103940چکیده
در این مقاله برآنیم تا برخلاف کلیشههای برساخته از مفاهیم سنت و تجدد و نسبت صرفاً تقابلی آن دو، چگونگی مفهومیابی سنت و تجدد ادبی در محیطهای مختلف و کسب مفاهیم تازه و متفاوت و نسبتهای گوناگون آنها را در زمینه مقالات مربوط به قاآنی بررسی کنیم. بازۀ زمانی مورد نظر ما از سال 1285 تا 1320 است. برای تبیین و توضیح نسبت سنت و تجدد از اصطلاح «مکالمه» استفاده میکنیم. بررسی ما سه مرحله خواهد داشت: شکلگیری مکالمه، جدال نوگرایان و بازخوانی انگارهها.در دورۀ آغازین کسانی که ما آنها را تجددگرا میشماریم تلاش میکنند با تلقی قاآنی و شعرش به مثابه تجسم امر سنتی، به مقابله با آن برخیزند اما مکالمه سنت و تجدد در مقالات بهار و وحید دربارۀ قاآنی ابعاد تازهای از دو مفهوم فوق را آشکار میکند که قطعاً در قالب دوگانۀ کلیشهای سنت و تجدد قرار نمیگیرد. در مرحلۀ دوم و با بررسی مقالات دو تن از نوگرایان دربارۀ قاآنی متوجه میشویم که تلاش برای محبوس کردن قاآنی در سنت همزمان با انتساب صفات متجددانه به او رابطۀ دیالکتیکی میان سنت و تجدد پدید میآورد. در مرحله سوم مکالمه میان سنت و تجدد به درون سنت کشیده میشود و مقاومت سنت در مقابل سنت فرو میشکند. این مرحلهای از «عقلانیت و خودآگاهی تاریخی» است که منتقدان را به بازخوانی انگارههای پیشین ترغیب میکند. میتوان این تحقیق را در مورد شاعران دیگر هم انجام داد اما قاآنی به اعتبار موقعیت، عملکرد و آثارش بیش از دیگران زمینه این مکالمه را فراهم آوردهاست.