انواع نبرد در افسانه‌های خراسان جنوبی و مقایسۀ آن با افسانه‌های ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند (مأمور به دانشگاه تربیت مدرس)

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند

4 استاد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

doi
10.22034/fakh.2025.499255.1706
چکیده

نبرد که ابتدا کنشی زیستی و روانی برای حفظ حیات انسان بود، با پیچیده­تر شدن حیات اجتماعی بر همه‌ی ساحت­های زیستی انسان نظیر اقتصاد، دین، آیین، سیاست، تفریح و جز آن حاکم شد. گستردگی این کنش­ و واکنش­های خصومت­آمیز و نقش آن در زندگی را می­توان به وضوح در افسانه­ها که از مهم­ترین اسناد بازمانده از حیات اجتماعی انسان هستند، مشاهده کرد. در افسانه­ها نبرد به اعتبار طرفین، دلیل، انگیزه، نوع، دستاورد، نتیجه و جز آن قابل تحلیل است. در کنار این موارد، نباید نقش شرایط جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی را در افسانه‌های هر منطقه از نظر دور داشت. در این پژوهش طرفین نبرد، مهم­ترین پایه‌ی آن، در افسانه­های خراسان جنوبی با روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی شده‌اند. برای دریافت بهتر ماهیت، انواع و ویژگی­های این افسانه­ها و نیز دستیابی به درک صحیح­تر این ویژگی­ها، در هر بخش، نگاهی کوتاه به افسانه­های ایران نیز شده است. با توجه به این تحقیق، طرفین نبرد در افسانه­های ایران عبارت‌اند از: انسان ـ انسان، انسان ـ نفس، انسان ـ حیوان، انسان ـ گیاه، انسان ـ موجودات خیالی، انسان ـ شیء، انسان ـ عناصر طبیعی، غیرانسان ـ غیرانسان. نبرد انسان با انسان حوزه‌های گسترده‌ای را، از عشق و ازدواج تا نبردهای خانوادگی و غیرخانوادگی بین سطوح مختلف اجتماع، دربرمی‌گیرد. نبرد غیرانسان ـ غیرانسان نیز با این طرفین در افسانه­ها قابل مشاهده است: دیو/ غول ـ دیو/ غول، دیو/ غول ـ حیوان، حیوان ـ حیوان، حیوان ـ غیرجاندار/ گیاه، غیرجاندارـ غیرجاندار، حیوان/ غیرجاندار ـ عناصر طبیعی. با مقایسه‌ی افسانه­های ایران با خراسان جنوبی، می­توان دریافت که در افسانه‌های خراسان جنوبی روابط خانوادگی آرامش، دوام و استحکام بیشتری دارند. برخی از نبردها مانند نبرد با نفس، ستیز غیرجانداران و ستیز حیوان ـ غیر جاندار/ گیاه در افسانه‌های خراسان جنوبی نمونه­ای ندارند. این امر احتمالاً حاکی از سادگی و نبود پیچیدگی در روایت و تفکر افراد در خراسان جنوبی است.