تحلیل ارتباط بین سواد رسانهای و الگوی مصرف رسانه در میان گروههای مرجع (مورد مطالعه: استان گلستان)
نویسندگان
1 استادیار رشتۀ جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی و ارتباطات، دانشگاه گلستان، دانشکدۀ علوم اجتماعی و انسانی، گرگان، ایران.
2 استادیار رشتۀ علوم ارتباطات، گروه جامعهشناسی، سیاسی و ارتباطات، دانشکدۀ علوم اجتماعی و انسانی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران (نویسنده مسئول).
3 دانشیار رشتۀ جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، سیاسی و ارتباطات، دانشکدۀ علوم اجتماعی و انسانی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.
doi
10.22034/rcc.2025.2067293.1240چکیده
این پژوهش به بررسی رابطه بین سطح سواد رسانهای و الگوهای مصرف رسانهای در میان گروههای مرجع استان گلستان میپردازد. چارچوب نظری تحقیق بر نظریه سواد رسانهای جیمز پاتر و نظریه استفاده و رضامندی استوار است. روش پژوهش پیمایشی بوده و دادهها از طریق پرسشنامهای استاندارد گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل ۱۲۷۸ نفر از چهار گروه مرجع شامل اساتید دانشگاه، معلمان، مدیران دستگاههای دولتی و فعالان فرهنگی و هنری بوده که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شدهاند. نتایج نشان داد بین سطح سواد رسانهای و الگوی مصرف رسانهای رابطه معناداری وجود دارد. افراد با سواد رسانهای بالاتر، گرایش بیشتری به استفاده از رسانههای مکتوب و دیجیتال مانند کتاب، روزنامه و اینترنت دارند و در مقابل، کمتر از تلویزیون داخلی استفاده میکنند. در میان گروهها، اساتید دانشگاه بالاترین میزان سواد رسانهای و تنوع مصرف رسانهای را داشتهاند، درحالیکه مدیران کمترین میزان را نشان دادهاند. سواد رسانهای بر اساس سه بُعد «مهارتهای دسترسی/استفاده»، «درک انتقادی» و «تواناییهای ارتباطی» سنجیده شد. درک انتقادی بیشترین همبستگی را با مصرف رسانههای تحلیلی و مکتوب داشته و تواناییهای ارتباطی با مصرف اینترنت و شبکههای اجتماعی رابطه بیشتری نشان داد. در مقابل، مصرف تلویزیون با تمامی ابعاد سواد رسانهای همبستگی منفی داشت. این نتایج نشان میدهد که آموزش و ارتقای سواد رسانهای در میان گروههای مرجع نهتنها بر رفتار مصرفی آنها تأثیر دارد، بلکه میتواند در جهتدهی فرهنگی و آگاهی رسانهای جامعه نیز نقش مؤثری ایفا کند.