تحلیل حقوقی ماهیت موافقتنامه برجام با نگاهی به تجربه مشابه کره شمالی و عراق
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، (سازمان سمت).
doi
10.22091/csiw.2024.9883.2457چکیده
برنامه جامع اقدام مشترک در جولای 2015، از سوی ایران و کشورهای موسوم به «۱+۵» منعقد و چند روز بعد، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، طی قطعنامه 2231 تأیید شد. از همان زمان، بحثها در مورد ماهیت حقوقی این توافق بالا گرفت. عدهای معتقد به معاهده بودن برجام در معنای کنوانسیون حقوق معاهدات وین 1969 و در مقابل، اکثریت، اعتقاد به غیر الزامآور بودن آن داشتند. یکی از دلایلی که غیر الزامآور بودن برجام را تأیید میکند، ماهیت این توافق و تعلق آن به خانواده توافقهای دو یا چندجانبه در حوزه خلع سلاح در حقوق بینالملل است. درواقع، این پرسش مطرح است که اثر ماهیت موافقتنامه مورد بحث بر نوع رویکرد طرفین چه خواهد بود؟ تاکنون به برجام از این منظر کمتر نگریسته شده است. در این نوشتار، ضمن بررسی این ویژگی در پرتو ماهیت توافقهای ذیربط، به بررسی تطبیقی برجام با فرایند خلع هستهای کره شمالی و عراق میپردازیم که به نظر میرسد به لحاظ تاریخی و ماهیتی، بیشترین شباهت را به برجام دارند و به نوعی، زمینهساز تجربی انعقاد برجام محسوب میشوند.