بررسی قدرت انحصاری در صنعت بانکداری ایران با استفاده از رویکرد کشش تغییرات حدسی (طی دوره 1399-1380)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه اقتصاد، واحد میانه،دانشگاه آزاد اسلامی میانه، ایران
2 استادیارگروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی میانه، ایران
4 استادیار گروه مدیریت، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی میانه، ایران
doi
10.22034/ecoj.2022.47007.3070چکیده
کارشناسان اقتصادی همواره از رقابت بهعنوان راهکاری برای رشد اقتصادی و بهرهگیری بهینه از منابع اقتصادی یاد میکنند. طول دو دهه گذشته تغییرات سیاستی قابلتوجهی در سیستم بانکی، بهویژه در اقتصادهای بازار در حال ظهور، رخداده است که این تغییرات بر رقابت تأثیر گذاشته است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی قدرت انحصار بازار بانکها بر اساس رویکرد کشش تغییرات حدسی است. برای سنجش قدرت انحصاری انحصاری بازار از الگوی تعمیمیافته آزام و لوپز (2002) استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل داده پانل از روش حداقل مربعات دومرحلهای با اثرات ثابت معادلات عرضه و تقاضای وام استفاده شد. بهمنظور برآورد مدل انتخابی، متغیرهای کلان اقتصادی و دادههای ترازنامهای 33 بانک از شبکه بانکی کشور، طی سالهای 1380 الی 1399، بهکارگرفته شدهاند. نتایج بهدستآمده بیانگر آن است که طی دوره مذکور، کشش تغییرات حدسی برابر با 9769/0- بوده و نزدیک شدن عدد مذکور به 1- نشان از رقابتی شدن صنعت بانکی دارد. از طرفی شاخص قدرت انحصاری بازار 0386/0- بوده و قدرت انحصاری بازار در سیستم بانکی کشور و رفتار مبتنی بر همکاری بین بانکها نیز کاهش داشته است. از طرفی یافتههای تحقیق مؤید آن است که کشش قیمتی تقاضای تسهیلات در دوره برابر 4/0- بوده و اعمال تحریمهای بانکی نیز از طریق ناکارآمد نمودن بازارهای جایگزین، موجب بیکیشتر شدن آن شده است که نشانگر کششناپذیر شدن بیشتر تقاضای تسهیلات بانکی است که سبب افزایش قدرت بازاری صنعت بانکداری میشود.