رویکرد حاکم بر حق تعیین سرنوشت افراد دارای معلولیت در اسناد بینالمللی و نظام حقوقی ایران در عصر حاضر
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.
doi
10.22091/csiw.2024.9129.2393چکیده
حاکمیت افراد بر تعیین سرنوشت خویش در عصر حاضر بهعنوان اصلی بنیادین در تحقق دموکراسی و در پی آن تضمین حقوق و آزادیهای انسان در تمام ابعاد زیست فردی و اجتماعی محسوب میشود. در همین راستا افراد دارای معلولیت که تشکیلدهنده بخش مهمی از جامعه جهانی هستند، محق در برخورداری از این حق خواهند بود. نحوه تضمین آن با طرح الگوهای کلاسیک خیریهای و پزشکی، همچنین الگوهای مدرن اجتماعی و حقوق بشری تحولیافته است؛ لیکن در عصر حاضر شاخصترین عامل در وجود تبعیضات ناروا، عدم شناسایی حق حاکمیت افراد دارای معلولیت با بهرهگیری از مشارکت همگانی است. مقامات حاکم بهطور مؤثر نمیتوانند در جایگاه نمایندگان این بخش از جامعه قرار گیرند و تصمیمگیریها و تصمیمسازیها اغلب بدون آگاهی از حقوق آنان تنظیمشده و دولتها با پیشبینی تعهداتی در عرصههای مختلف، خود را حاکم بر سرنوشت افراد دارای معلولیت میسازند. تدوین سیاستهای تقنینی کارآمد و پیشبینی لوازم تضمین این حق اساسی، گامی مؤثر در تضمین این امر خواهد بود. بنابراین با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی، ضمن مطالعه مؤلفهها و مبانی مقرر در اسناد بینالمللی و قوانین ایران، قواعد و اصول حاکم بر تضمین حق حاکمیت افراد دارای معلولیت بر سرنوشت خویش جهت نیل به برابری فرصتها را ترسیم خواهیم نمود.