طراحی الگوی بومی سیاست‌گذاری محتوای رسانه‌های اجتماعی بر اساس اسناد بالادستی

نویسندگان

1 استاد، گروه رادیو، دانشکده تولید، دانشگاه صدا و سیما،تهران، ایران (نویسنده مسئول).

2 استاد گروه مدیریت فرهنگی و مدیریت رسانه ای، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، رشتۀ مدیریت رسانه، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تهران، ایران.

doi
10.22034/rcc.2025.2054783.1210
چکیده

سهم رو‎به‎رشد فضای مجازی و تأثیر آن بر فرایند‎های تصمیم‎گیری، سیاست‎گذاری در حوزه رسانه‎های اجتماعی را به موضوعی راهبردی تبدیل کرده است. سیاست‎گذاران می‎کوشند سیاست‎هایی تدوین کنند که قابلیت اجرا داشته و با منافع متنوع و گاه متعارض ذی‎نفعان نیز هم‎راستا باشند. این مطالعه با هدف طراحی الگوی جامع برای سیاست‎گذاری محتوای رسانه‎های اجتماعی، مبتنی بر اسناد بالادستی انجام شده است. پژوهشگر با بهره‎گیری از روش نظریه داده‎بنیاد، بررسی ادبیات مرتبط، انجام مصاحبه با خبرگان و سه مرحله کدگذاری، در نهایت به طراحی ماتریس شرطی و ارائه الگوی بومی و زمینه‎محور دست یافته است؛ الگویی که در پی حل تنش‎های موجود میان تدوین سیاست، اجرای آن و تأمین منافع ذی‎نفعان است. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد اسناد بالادستی موجود فاقد انعطاف‎پذیری، انسجام و ظرفیت عملیاتی لازم برای سیاست‎گذاری مؤثر در حوزه محتوای رسانه‎های اجتماعی هستند. همچنین چالش‎هایی نظیر تعدد نهاد‎های تصمیم‎گیر، هم‎پوشانی نهادی و شکاف میان شتاب تحولات فناورانه با کندی واکنش نهادی، به عنوان موانع کلیدی شناسایی شدند.الگوی پیشنهادی بر رویکرد‎های انطباق پذیر، مشارکتی و چرخه‎ای تأکید دارد که با مشارکت ذی نفعان و به‎کارگیری آینده‎نگاری فناورانه، به افزایش اعتبار و کارآمدی سیاست‎ها کمک می‎کند.