پدیدارشناسی مضامین تجربهی زیسته ی مادرانگی در موسیقی فولکلور شرق خراسان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 استادیار گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی، دانشگاه عطار، مشهد، ایران
doi
10.22034/fakh.2025.485432.1694چکیده
موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیلهی آواها گفتهاند که مهمترین عوامل آن صدا و ریتم هستند؛ زیرا که موسیقی صرفاً اصواتی به هم پیوسته نیست، بلکه قادر است مایههایی برای ذهن فراهم آورد. هدف این پژوهش بازنمایی تجربهی زیستهی مادرانهی زنان هنرمند با گوش دادن به موسیقی شرق خراسان است. در این مطالعه با رهیافتی پدیدارشناسی، با۱۱زن موسیقیدان و مدرس موسیقی که به شیوهی نمونهگیری ملاکی و با بیشینهی پراکنش در سطح شهر مشهد در زمستان ۱۴۰۲ انتخاب شده بودند، مصاحبهای نیمهساختارمند دربارهی تجربهی جهان درونیشان پس از گوش فرادادن به موسیقی فولکور شرق خراسان انجام شد. سپس روایت مشارکتکنندگان با روش کلایزی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شد. روایت مشارکتکنندگان نشان میدهد هنگامی که به موسیقی فولکلور شرق خراسان گوش فرا میدهند، سه مضمون مادرانگی امید و آرزو برای فرزندان، اضطراب و نگرانی برای آنها و احساس شادمانی نسبت به فرزندان را تجربه میکنند. موسیقی فولکلور شرق خراسان امید بخش مادران نسبت آینده فرزندانشان (ازدواج، استقلال و خودمختاری و...) و بازتاب دلنگرانیهای آنها در مورد سلامت، تربیت و غم دوری از آنهاست. برخی از مادران مشارکتکننده نیز از اینکه در مادری کردن موفق بودند و فرزندان خود را رشد دادند، شادمانی را تجربه میکنند. غنای موسیقیایی به تجارب درونی افراد وابسته است. بنابراین لازم است جنبهی کارکردهای روانشناختی، زیباییشناختی و معناگرایی موسیقی مد نظر قرار گیرد.