پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانونهای آگهی در رسانههای اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی گروه ارتباطات و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه فرهنگ و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).
3 استادیار گروه ارتباطات، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران.
doi
10.22034/rcc.2025.2044842.1175چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین و واکاوی پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانونهای آگهی در رسانههای اجتماعی به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل SWOT انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 10 نفر از کارشناسان حوزه تبلیغات و رسانههای اجتماعی جمعآوری و با استفاده از ماتریس IFE و EFE و مدل TOWS برای تدوین استراتژیهای عملی تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مهمترین عوامل مؤثر بر موفقیت تبلیغات شامل استفاده هوشمندانه از اینفلوئنسرها، ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان برای رهگیری رفتار آنان و رعایت اصول امنیت اطلاعات است. همچنین، با استناد به مدل مفهومی ترکیبی نظریه اقناع، مدل 4C، تحلیل SWOT و TOWS، یافتهها نشان داد که تهدیداتی نظیر فیلترینگ و نگرانیهای امنیتی نیازمند تدوین استراتژیهای محافظهکارانه هستند. معیارهای مهمی که میتوانند به تبیین الگوی راهبردی تبلیغات تجاری کمک کنند شامل ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان به منظور رهگیری رفتار مشتری در رسانههای اجتماعی (شناسایی مخاطبان تکراری)، امنیت اطلاعات مخاطبان و کسب اعتماد آنان و همچنین افزایش نرخ تعامل کاربران با مدیران کسبوکار در رسانههای اجتماعی است. تولید محتوای اقناعی و متناسب با نیازهای مخاطبان، نقش مهمی در افزایش تعامل و اثربخشی تبلیغات دارد. مدل 4C به شناسایی عناصر کلیدی محتوا، بستر، ارتباط و جامعه کمک کرد. تحلیل SWOT و TOWS استراتژی محافظهکارانه WO با تأکید بر بهرهگیری هوشمندانه از اینفلوئنسرها و تولید محتوای هدفمند را پیشنهاد داد. درنهایت مدل پیشنهادی به مدیران تبلیغاتی کمک میکند تا استراتژیهای مؤثرتری برای تعامل با مخاطبان و ارتقای بازدهی تبلیغات خود تدوین کنند.