تجربهی زیسته نمایندگان زن از راهبرد اقدام مثبت در افغانستان (مطالعهی پدیدار شناختی).
نویسندگان
1 فاطمه توفیقی؛ استادیار دینشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری؛ دانشگاه ادیان و مذاهب دانشکده زن و خانواده،قم، ایران.
3 محمد آصف محسنی (حکمت)؛ استاد یار گروه حقوق دانشگاه المصطفی، کابل، افغانستان
doi
10.30465/ws.2021.36437.3296چکیده
بعد از اجلاس بن در آلمان سال 2001 و به دنبال آن تصویب قانون اساسی جدید افغانستان سال 1382 و قانون انتخابات در سال 1383 راهبرد اقدام مثبت با سازوکار مشخص برای بهبود وضعیت زنان در مشارکت سیاسی ـ اجتماعی وارد ادبیات حقوقی افغانستان شد. باگذشت زمان از اجرای راهبرد اقدام مثبت حیات پرفرازونشیب زنان در افغانستان اقتضا میکرد تا در این تحقیق کیفی راهبرد فوق از منظر تجربهی زیسته نمایندگان زن مورد بازنمایی قرار گیرد. در این راستا با شیوهی پدیدارشناسی، از طریق «مصاحبه نمیهساختار-یافته» با 15 تن از نمایندگان زن بهصورت حضوری گردآوری دادهها انجامیافته و کدگذاری گردید. بر اساس یافتهها تسهیل در رقابت با مردان، ایجاد فرصت برای زنان، بهرهوری از تنوع جنسیتی، انعطافپذیری در سیاستگذاری دولت برای زنان ازجمله مقولههایند که بر نیاز زنان به راهبرد اقدام مثبت دلالت دارد. همچنین نتایج نشان داد سیاست اجرایی اقدام مثبت در رشد توانایی و قابلیت زنان مهم دانسته میشود ـ زیرا ظهور توانایی، کسب مهارت و تجربه، مکمل شایستهسالاری، ازجمله مقولههایند که از تجربه نمایندگان زن استخراج شد. مهم چگونگی اجرای این راهبرد است؛ بر اساس یافتهها دسترسی نابرابر، سرزنش، احساس حقارت، فرهنگ مردسالاری، سوءاستفاده و نبود صلح در تجربهی مصاحبهشوندگان حکایت از چالشهای راهبرد اقدام مثبت داشت.