چالشهای گفتمان سیاست خارجی ایران در راستای دگرگشتهای نوپدید در سامانهی ژئوپلیتیک جهانی
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران
doi
چکیده
(صحت مطالب مقاله بر عهده نویسنده است و بیانگر دیدگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست) ایران در سیاستهای خارجی خود و در برههای خاص، با بازتولید رسوبات پیشین و مُردهریگهای تلخ گذشته، به ناسازواری و تقابل با کانونهای قدرت دست زده است. از حقانیّت بیشینهی این میراثهای تلخ نمیتوان به آسانی عبور کرد و انصاف در آن است که به چنین واقعیتهای تاریخی انگشت تایید گذاشته شود. با این حال، پُشتگرمی بیش از حد بر این رسوباتِ پیشین که بیاعتمادی را نهادینه میکند، رویکردی نیست که بتواند در همهی برههها، منافع ملی یک کشور را در عرصهی شبکهای و پیچیدهی ژئوپلیتیک برآورده کند. از دیگر سوی، گفتمانی که سبب کمرنگ شدن یا نهان شدنِ ارزشها و ایدههای انقلاب اسلامی شود، نیز نمیتواند پذیرفته شود. تجربهی زیسته و تاریخی ایران نشان داده است که این کشور میتواند با بازشناخت ژرف موقعیت و مختصات ژئوپلیتیکی خود، یک قدرت کلان در سطح منطقه باشد و از چالشها و انزوای ژئوپلیتیکی که پیرفت آن، هدررفتِ منابع اجتماعی- انسانی است، مصون بماند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گفتمانهای موجود در سیاست خارجی ایران پرداخته است و میکوشد تا این فرضیه را به اثبات رساند که گفتمان میانه در سیاست خارجی، یکی از رهیافتهای سودآور است و وزن ژئوپلیتیک ایران را در سطح منطقهای و فرامنطقهای بهبود میبخشد.