نشانهشناسیِ پوشاک در شعر ابنحسام خوسفی با تکیه بر نظریۀ پییر گیرو
نویسندگان
1 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/fakh.2024.474025.1681چکیده
یکی از رویکردهای جدید تحلیل متون، نشانهشناسی اجتماعی است؛ بدین معنا که که پدیدههای اجتماعی به خودی خود معنا نمیشوند بلکه در درون شبکهای از معانی قرار دارند و دارای چارچوبهای فرهنگی هستند. پییر گیرو از نظریهپردازان مطرح نشانهشناسی اجتماعی، نشانههای اجتماعی را در دو نوعِ هویت و آداب معاشرت میداند. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای فراهم آمده است، نشانهشناسی فرهنگیِ پوشاک و لباس به عنوان یکی از بارزترین پدیدههای فرهنگی- اجتماعی در شعر ابنحسام خوسفی، شاعر قرن نهم هجری، انجام شده است و در پی آن است که روشن سازد بازتاب پوشاک و لباس در شعر ابنحسام دارای چه لایههای ساختاری و معنایی است و چگونه با استفاده از نشانهشناسی میتوان موقعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعهی قرن نُهم را شناخت؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که لباس و پوشاک در شعر ابنحسام از گسترهی معنایی خاصی برخوردار است و شاعر به کارکردهای فردی و اجتماعی پوشش، توجه داشته است. در بخش فردی، پوشانندگی و نقش حفاظتی لباس مطرح است و در کارکردهای اجتماعی هر یک از انواع پوشاک، نشانهای است که با قرارگرفتن در محور همنشینی در کنار واژههای دیگر و در بافت متن، به شرایط اجتماعی (طبقه و جنسیت و شغل)، فرهنگی (آیینها)، اقتصادی (سطح رفاه، پیشههای مربوط) و ... جامعهی قرن نهم اشاره میکند. همچنین تنوع نام لباسها از قبیل لباچه، دواج، الباق، شمله و بهرهگیری ادبی از واژهها و اصطلاحات حوزهی پوشاک از نکات برجسته و قابل توجه در شعر ابنحسام خوسفی است.