ایستاده بر زمین فراموشی: نقدهای فیلسوفان زنانهنگر بر خشونت متافیزیک
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/ws.2021.37138.3328چکیده
یکی از نقدهای مهم معاصر به سنت متافیزیک در تاریخ فلسفه، خشونتبار بودن آن است. لویناس، دریدا و فیلسوفان زنانهنگر در طرح و بسط این موضوع بسیار نوشتهاند. از دید این متفکران، متافیزیک نقش مهمی در تقویم بنیاد مقولات معرفتی و اخلاقی دارد و اگر در ساحت معرفت و اخلاق، خشونت و سرکوب رخ میدهد، باید بنیاد آن را در متافیزیک جُست. فیلسوفان زنانهگر، در میان آثارشان به بررسی وجوه مختلفی از خشونت و سرکوبی که زاییده اندیشه متافیزیک سنتی است پرداختهاند. آنها توضیح میدهند که نظامهای متافیزیکی با دستهبندی موجودها، نوعی سیاست تثبیت و حذف و ارزشگذاری را اعمال میکنند. و نیز این نظامها با تأکید انحصاری بر عقلانیت و روش استعلا به عنوان تنها روش ممکن برای دریافت واقعیت، توجیهکننده و بلکه موتور محرک نظامهای سیاسی سرکوبگر بودهاند. همچنانکه از یک جهت دیگر، متافیزیک با پروراندن گفتمان وجودی به عنوان تنها شیوه نگریستن به واقعیت، بسیاری از وجوه تجربههای انسانی از واقعیت (مانند تجربه های عاطفی و به طور خاص تجربه از عدم) را میپوشاند و به این ترتیب، در واقع بنیاد انسانی خویش را به محاق میبرد. در این مقاله، نقدهای اصلی فیلسوفان زنانهنگر به خشونت متافیزیک از میانه آثارشان بازیابی و بازسازی میشود.