نزدیک سپاری و سیاست همسایگی در اقتصاد شبکه‌ای، درس‌هایی از تجربه مناطق آزاد مکزیک

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران. ایران.

3 استادیار فرهنگ و ارتباطات، دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.

doi
10.22034/jiga.2025.2050537.1372
چکیده

بعد از دهه های هفتاد و هشتاد میلادی با ایجاد تحولات در عرصه فن آوری اطلاعات و ارتباطات و هم چنین با خصوصی سازی بنگاه ها و شرکت ها جهان جدیدی به وجود آمد که به آن اقتصاد جهانی یا اقتصاد شبکه ای می گویند. درواقع اقتصاد شبکه‌ای و نزدیک‌سپاری به عنوان دو عامل کلیدی در شکل‌دهی به مناسبات اقتصادی بین الملل و تجارت میان کشورهای همسایه شناخته می‌شوند. مناطق آزاد تجاری-صنعتی مکزیک، نمونه‌ای از کاربرد این دو مفهوم می‌باشد که در عمل، به دنبال جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی در منطقه هستند. لذا این پژوهش، به دنبال بررسی نزدیک‌سپاری و سیاست همسایگی در اقتصاد شبکه‌ای، با درس‌هایی از تجربه مناطق آزاد مکزیک با کشورهای همسایه خود، به ویژه ایالات متحده آمریکا است، که می‌تواند الگویی برای مناطق آزاد کشورهای کمتر توسعه یافته در جهان با کشورهای همسایه خود باشد. و با بکار گیری سیاست همسایگی برای مناطق آزاد این کشورها در جهت پیوند خوردن با اقتصاد شبکه‌ای باشد. از این رو مسئله اصلی این پژوهش به دنبال یافتن الگوی مناسبی برای پیوندهای مناطق آزادکشورهای کمتر توسعه یافته با اقتصاد جهانی می باشد. لذا پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از متون کتابخانه‌ای، تحلیل اسناد و مدارک، نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که راهبرد سیاست همسایگی با نزدیک سپاری در مناطق آزاد تجاری-صنعتی الگویی برای سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی می‌باشد که می‌تواند در اکثر کشورهای درحال توسعه جنبه اجرایی داشته باشد. علاوه بر این در جهت بهره‌مندی از مزایای اقتصاد شبکه‌ای و نزدیک‌سپاری در چارچوب سیاست همسایگی به عنوان یک راهبرد، مورد استفاده قرار بگیرد.