معناکاوی فمنیستیِ داستان کودکانۀ «خط سیاه تنها» از منظر گفتمان انقلاب زبان شاعرانه

نویسندگان

1 زبانشناسی رایانشی، دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه ادبیات، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.30465/ws.2021.5753
چکیده

در تقابل با لکان که زبان را صرفا از طریق «نام‌پدر» در فرایند سوبژکتیویته دخیل می‌کرد، کریستوا علاوه‌بر وجه پدرانه، وجه مادرانۀ زبان را نیز در این فرایندِ تکوینی ملحوظ می‌دارد. وجه پدرانه را «نمادین» و وجه مادرانه را «نشانه‌ای» می‌خواند. «معناکاوی» روشی مرکب از نشانه‌شناسی و روانکاوی است برای مطالعۀ فرایند سوبژکتیویتۀ سوژۀ دوپاره‌ای که برساختۀ دو وجه ناهمگونِ نشانه‌ای و نمادینِ زبان است. کریستوا قدرت و زبان را در‌هم‌تنیده و وجه نمادینِ زبان را سرکوب‌گرِ وجه نشانه‌ای می‌داند، لذا با تأکیدبر وجه نشانه‌ایِ زبان راه سرکوب‌ستیزی را توجه به «گفتمان شاعرانۀ زبان» می‌انگارد. برخلاف رویکردهای «تن بیگانه» و «آلوده‌انگاری» که با تمرکز بر «تَرک کورا» صرفا به افشای گفتمان سرکوبگر مردسالارانه می‌پردازند، «انقلاب زبان شاعرانه» با تمرکز بر «بازگشت به کورا»، در پی ارائۀ راهی برای سرکوب‌زدایی است. پژوهش پیش‌ِرو برای نخستین‌بار از رویکرد مذکور برای خوانش متن استفاده می‌کند. این مقاله با روش تحلیلی‌توصیفی، در پی پاسخ به چگونگی تحقق آرمان‌شهر در سایۀ تعامل امر نشانه‌ایِ زنانه و نمادین مردانه در متن «خط سیاه تنها» است. نتیجۀ پژوهش، رد نظریۀ جدایی‌طلبِ فمنیسم رادیکال و تأیید آرای کریستوا است مبنی‌بر اینکه زنان به‌عنوان حاملانِ بیشینۀ وجه نشانه‌ای می‌توانند، با انقلاب زبان شاعرانه، در وجه نمادینِ مردانه حضور یابند.