بررسی تطبیقی تداوم حقوق پس از مرگ و امکان طرح نظریه شخصیت حقوقی متوفی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان.
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، گروه حقوق، دانشگاه اصفهان.
3 دانشیار گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان.
doi
10.22091/csiw.2023.9180.2397چکیده
«اهلیت دارا بودن حق» جزء لاینفک تعاریف ارائه شده از شخصیت حقوقی است؛ اگر قانون برای یک مفهوم انتزاعی «حقی» درنظرگرفته باشد، به نحو ضمنی برایآن مفهوم، شخصیت حقوقی قائل شده است. در حقوق سنتی کامنلا، مرگ عامل پایان شخصیت حقوقی شناخته میشد اما با پیشرفت علوم و ظهور حقوق مالکیت فکری، به صورت تدریجی، حقوقی برای بعد از مرگ درنظر گرفته شدکه مستلزم به رسمیت شناختن شخصیت حقوقی پس از مرگ است؛ همانند: حق اهدای اعضای جسد، حق تولیدمثل پس از مرگ و امکان الحاق کودک به والد فوت شده، حق تصمیمگیری برای بعد ازمرگ، حق بر یکپارچگی جسد، حق داشتن حریم خصوصی بعد از مرگ و حق احترام وکرامت متوفی. در فقه اسلامی نیز اگرچه به سبب نوظهور بودن واژه «شخصیت حقوقی»، این اصطلاح عینا به کار نرفته است، اما آثار و عوارض آن، برای مفاهیمینظیر موقوفات و بیتالمال درنظرگرفته شده است. این مهم برای متوفی نیز صادق است و میتوان شاهد تعیین آثار «شخصیت حقوقی» و درنظرگرفتن «اهلیت محدود» برای متوفی در مواردی نظیر حق تصمیمگیری برای بعد از مرگ و حق مالکیت بر ترکه (موضوع دین مستوعب) و مالکیت متوفی بر دیه جنایت بر اموات باشیم که دلالتی واضح بر بقای محدود شخصیت حقوقی پس از مرگ، و غیرقابل اتکا بودن اطلاق ماده (956) قانون مدنی دارد.