مطالعه تطبیقی هیأت منصفه در حقوق ایران و انگلیس در پرتو نظریه جریانهای چندگانه
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم .
2 دانشیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.
3 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.
doi
10.22091/csiw.2023.8790.2354چکیده
پایهگذاران نظام دادرسی کیفری نوین در ایران به منظور ایجاد یک نظام دادرسی کارآمد و بهروز، گذار از نظام دادرسی سنتی به نظام دادرسی مدرن را با الگوبرداری از نظامهای دادرسی کیفری کشورهای پیشرو آغاز نمودند. لیکن این فرآیند تغییر همواره با چالشهای بسیار روبرو بوده و در برخی موارد این الگوبرداری، نسبتاً موفق و در برخی موارد ناموفق بوده است. الگوبرداری از نهاد هیات منصفه در حقوق انگلستان یکی از این تجارب ناموفق به شمار میرود. این مقاله به شیوهای علمی و روشمند بر پایه نظریه جریانهای چندگانه در صدد پاسخ به علت این ناکامی است. این نظریه با تمرکز بر تغییر سیاستهای عمومی، در صدد شناسایی متغیرهای اثرگذار در این حوزه است. بر پایه نظریه فوق، برای شکلگیری یک سیاست جدید، در مرحله نخست بایستی یک وضعیت نامطلوب، به مثابه یک «مسأله» شناسایی شود که این موضوع به شدت متأثر از ارزشهایی است که بر یک جامعه تسلط دارد. پس از شناسایی یک مسأله، راهحلهای متعددی مطرح میشود؛ اما فقط راهحلی که از معیارهایی مانند امکانپذیری، عملیبودن و مقبولیت ارزشی برخوردار باشد، به عنوان پاسخ مسأله باقی میماند. در این مقاله با استفاده از نظریه مذکور ثابت شده است که هیأت منصفه گرچه در خاستگاه حقوق کامنلا نهادی مقبول و کارآمد است، اما این نهاد در ایران مورد اقبال قرار نگرفت. علت این ناکامی را باید در مسألهنبودن موضوع هیات منصفه در ایران و تعارض آن با ارزشهای عمومی جامعه و ارزشهای نظام دادرسی اسلام به عنوان نظامی قاضیمحور، جستجو کرد.