مبانی حقوقی استقلال نهاد وکالت در ایران و انگلستان
نویسندگان
1 استادیار و عضوهیئت علمی گروه حقوق خصوصی دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری فقه و حقوق خصوصی دانشگاه شهید مطهری(ره)، تهران، ایران .
3 دانشجوی دکتری فقه و حقوق، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.
doi
10.22091/csiw.2023.8633.2329چکیده
استقلال نهاد وکالت بدین معناست که کلیهی امور مربوط به سیاستهای اجرایی متنوع کانون، جهت پیشبرد اهداف خویش، توسط اعضای آن بدون دخالت دیگران انجام پذیرد؛ این پژوهش که به صورت توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی به بررسی نظام حقوقی دو کشور ایران و انگلستان و جمعآوری اطلاعات بنا بر شیوه کتابخانهای صورت پذیرفته است، سعی دارد تا مبانی حقوقی این مفهوم را در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تبیین نموده و بیان دارد که مبنای استقلال حرفهای وکلا در نظام حقوقی ایران و انگلستان، برخلاف استقلال دستگاه قضائی که اصل تفکیک قواست، نظارت یک سازمان مردمنهاد مستقل بر حسن اجرای قانون در قوهقضائیه، تضمین حقوق دفاعی و تأمین حاکمیت قانون است؛ پس، وکیل نباید منصوب قوه مقننه یا مجریه باشد، چراکه این نصب میتواند منتهی به دخالت این دو قوه در قوه مستقل قضائیه شود که در نظام حقوقی مامطابق اصل (57) قانون اساسی مجاز نیست. از سوی دیگر، اگر وکیل منصوب دستگاه قضائی باشد، طبیعت کارش که دفاع از حقوق و منافع موکل و تلاش برای تحقق حقوق دفاعی و تعادل در حاکمیت قانون و اجرای آن است، استقلال قاضی را مخدوش میکند. منظور از این استقلال رهانیدن و مسئولیتناپذیر نمودن وکیل نیست، کما اینکه چنانچه مرتکب خطایی شود، ضوابط و مقررات مربوط به مسئولیت مدنی، انتظامی و کیفری گریبان گیرش میشود و این استقلال را تعدیل خواهد نمود.