نقش میانجی کیفیت زندگی کاری در رابطه با نگرش مذهبی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه پیام نور خراسان شمالی)

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت دانشگاه پیام نور - تهران - ایران

2 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه پیام نور - تهران - ایران

3 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه پیام نور - تهران - ایران

doi
10.22034/fakh.2023.355341.1564
چکیده

مسئولیت‌پذیری اجتماعی کارکنان یکی از مهم­ترین چالش‌های سازمانی محسوب می‌شود. هدف این مطالعه بررسی مسئولیت­پذیری اجتماعی کارکنان دانشگاه پیام نور خراسان شمالی با درنظرگرفتن نقش نگرش مذهبی و کیفیت زندگی کاری است. پژوهش با رویکرد کمی و روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کارکنان علمی و اداری دانشگاه پیام نور خراسان شمالی در سال تحصیلی 1399-1398 به تعداد 152 نفر است که براساس جدول کرجسی و مورگان 108 نفر به­عنوان نمونه با روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند و 103 پرسشنامه تکمیل شد. برای گردآوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. تحلیل عامل تأییدی، روایی همگرای مدل تجربی با نظری را نشان داد و مقادیر ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) بیانگر پایایی مطلوب سنجه تحقیق بودند (بزرگ­تر از 7/0). یافته‌های تحقیق نشان دادند که بین دو مؤلفه اعتقادی (با میانگین 18) و تجربی (با میانگین 16) نگرش مذهبی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد، هم‌چنین بین هر سه مؤلفه کیفیت زندگی کاری (با میانگین 67/6) و مسئولیت‌پذیری اجتماعی (با میانگین 02/17) رابطه معنی‌داری وجود دارد، ولی با توجه به اینکه بین نگرش­های مذهبی و کیفیت زندگی کاری رابطه معنی‌داری وجود نداشت، می‌توان نتیجه گرفت که کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه رابطه معنی‌داری با نگرش‌های مذهبی آن‌ها ندارد و کیفیت زندگی کاری میانجی مناسبی جهت تبیین مسئولیت‌پذیری اجتماعی کارکنان توسط نگرش‌های مذهبی آن‌ها نیست و درواقع کیفیت زندگی کاری می‌تواند به­عنوان یک متغیر مستقل قوی بر میزان مسئولیت‌پذیری کارکنان نقش داشته باشد.