مطالعه تأثیرات حس تعلق مکانی بر پایداری جمعیتی روستاهای مرزی شهرستان سربیشه

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند

doi
10.22034/fakh.2023.385436.1601
چکیده

نواحی روستایی با شروع روند رشد یکنواخت جمعیت در آغاز قرن نوزدهم و تشدید شهرنشینی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بخش عمده­ای از جمعیت خود را به نفع شهرهای کوچک و بزرگ از دست داده­اند. کاهش حس تعلق مکانی به­عنوان یکی از علل آن به­صورت مشکل و مسئله­ای تازه برای انسان مطرح شده است که شناخت بیشتر آن به پژوهشگران و برنامه‌ریزان در حل چالش­های پیشِ­رو یاری می‌رساند. هدف پژوهش حاضر مطالعه تأثیر مؤلفه‌های اجتماعی و کالبدی مؤثر بر احساس تعلق مکانی بر پایداری جمعیتی سکونتگاه­های روستایی مرزی شهرستان سربیشه است. این پژوهش بر مبنای ماهیت از نوع توصیفی­ـ تحلیلی با رویکرد پیمایشی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. مبانی نظری و اطلاعات مرتبط با پیشینه­ پژوهش به­روش کتابخانه­ای تدوین شد و در مرحله بعد، جمع­آوری اطلاعات محیطی به­صورت پیمایشی و تکمیل پرسشنامه محقق­ساخته از خانوارهای روستایی ساکن در روستاهای مرزی شهرستان سربیشه انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل 29 روستای مرزی شهرستان سربیشه و مشتمل بر 1394 خانوار است. روش نمونه­گیری در سطح خانوار از نوع احتمالی و تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 253 خانوار است. در تجزیه­وتحلیل داده­های حاصل از عملیات پیمایشی، از آماره­های توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ضرایب تغییرات) و برای آزمون فرضیات از آمار استنباطی شامل (آزمون دوجمله­ای) استفاده شده است. یافته­های پژوهش نشان داد مؤلفه­های اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی بر احساس تعلق مکانی در حد زیادی تأثیرگذار است؛ همچنین مؤلفه کالبدی که بر تعلق مکانی خانوارهای روستایی تأثیر اندکی در پایداری جمعیتی و ماندگاری روستاییان در سکونتگاه­های مرزی محدوده مورد مطالعه داشته است.