آسیبشناسی رابطه مذهب و دولت در عربستان سعودی با تاکید بر چارچوب نظریه ژان گاتمن
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دانشیار جغرافیای سیاسی ، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22034/iga.2024.2025938.1296چکیده
بیش از سیصد سال است که مذهب و دولت در عربستان سعودی با یکدیگر ادغام شده و حکومت می کنند. پس از تشکیل این کشور در سال 1932 نیز با تلاش برای شکلگیری دولت مدرن، وهابیت به عنوان مذهب همواره سعی در تسهیل امور برای دولت بوده است. دولت نیز، ترویج مذهب را از وظایف اصلی خود می دانست. هر دو در کنار یکدیگر سعی در ایجاد قدرت و مشروعیت بودند و توان خود را برای حکومت کردن بر مردم استفاده میکردند. اهمیت عربستان سعودی از این بابت است که دو شهر مکه و مدینه از مهمترین شهرهای جهان اسلام در آن واقع شده است. از این رو هر گونه تغییر در این کشور در جهان اسلام نیز تاثیر گذار است. اکنون با توجه به تغییراتی که در عربستان رخ میدهد، به نظر میرسد روابط دولت و مذهب در این کشور در حال تغییر است. این پژوهش با استفاده از نظریه سیرکولاسیون و آیکنوگرافی سعی دارد به بررسی این موضوع بپردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیل و تاریخی به دنبال پاسخگویی به این سوال است که «رابطه مذهب و دولت در عربستان چگونه است». همچنین روش گردآوری منابع اسنادی کتابخانهای است. در نهایت پژوهش مولفههای آیکنوگرافی را وهابیت، نظام عشیرهای و نفت میداند. همچنین مولفههای سیرکولاسیون به عنوان نیروهای گریزنده از مرکز را تغییرات، افول پلیس مذهبی (مطوع)، ترویج اسلام میانهرو و اقتدارگرایی بنسلمان میداند. لازم به توجه است که دولت، تغییر نقش زنان، تغییر نهاد دانشگاه و همچنین مجموعه جشنوارههای موسم ریاض را به عنوان ابزاری برای تغییر رابطه دولت و مذهب استفاده میکند.