جلوه های حضور مورّخ در دو متن تاریخی عصر صفوی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.48308/hlit.2023.103037
چکیده

تاریخ­نگاری یکی از شاخه­های مهم علوم اسلامی است که در عصر صفوی مورد توجّه و اقبال فراوان قرار گرفت. حضور مورّخ در متن یکی از موضوعات چالش‌برانگیز تاریخ­نگاری سنّتی و مدرن بوده که دو دیدگاه متفاوت در ارتباط با آن مطرح­ شده است. عدم حضور مورّخ در متن و داشتن موضعی بی­طرفانه، یکی از اصولی است که در تاریخ­نگاری سنّتی مورد تأکید قرار گرفته و در مقابل در تاریخ­نویسی نوین، نقشی جدّی و تعیین­کننده برای مورّخان، در تحلیل وقایع تاریخی درنظر گرفته شده است. با مطالعۀ برخی از کتب تاریخی سنّتی، مواردی از حضور مورّخ در متن مشاهده می­شود که اصل عدم حضور مورّخ را نقض می­نماید. این جستار درصدد آن است تا با تکیه بر دو کتاب تاریخ عالم­آرای عبّاسی و احسن التواریخ و با روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی و ارزیابی جلوه­های حضور مورّخان در کتاب­های تاریخی موردنظر و چگونگی ­موضع­گیری آن­ها بپردازد. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که حضور مورّخ در آثار مذکور به صورت اشارۀ مورّخ به شخص خود، داشتن نگاه جانبدارانه با آوردن صفات مثبت و منفی، توصیف چهرۀ دوست و دشمن، سخن‌پردازی و استفاده از جملات ادبی، آوردن اشعار، استشهاد به آیات و احادیث و به کارگیری عبارات دعایی نمود پیدا کرده است. با وجود اینکه حسن بیگ روملو و اسکندربیگ منشی دو مورّخ هم­عصر بوده و در آثار خود وقایع یکسانی را نقل کرده‌اند، امّا جلوۀ حضور حسن بیگ روملو در متن، به مراتب از اسکندربیگ منشی کمتر و موضع وی بی‌طرفانه­ تر بوده است.