بررسی کارایی نسبی استانهای کشور در دستیابی به اهداف اجتماعی و اقتصادی کار شایسته در برنامه سوم و سالهای ابتدایی برنامه چهارم توسعه

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، گروه مدیریت،یزد، ایران

2 کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بین الملل، مرکز امور پژوهش و آموزش، بانک توسعه صادرات ایران. تهران

3 دانشجوی دکترای مدیریت بازاریابی بین الملل، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، گروه مدیریت، یزد، ایران

doi
10.30507/jmsp.2013.3267
چکیده

(صحت مطالب مقاله بر عهده نویسنده است و بیانگر دیدگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست)  در سیاست کلی برنامه سوم و چهارم توسعه، کار، وجدان کاری، کارایی اقتصادی و کاهش بیکاری جزو اولویت‌های فعالیت‌های نظام اقتصادی کشور قرار دارند. مسئله اصلی این تحقیق این است که استان‌هایی که دارای شرایط مناسب‌تر در شاخص‌های کار شایسته در برنامه‌های توسعه می‌باشند، باید خروجی‌های خود را در شرایط اجتماعی و اقتصادی استان طی این مدت به نمایش دربیاورند. در این راستا با استفاده از پنج  شاخص نمایانگر کارشایسته و چهار شاخص نمایانگر شرایط اجتماعی و اقتصادی در استان‌ها، به بررسی کارایی نسبی استان‌های کشور توسط مدل ریاضی تحلیل پوششی داده‌ها و تحلیل حساسیت ارقام پرداخته شد. روش مورد استفاده در این  تحقیق نیز توصیفی – تحلیلی بوده و با حضور تمامی استان‌ها در طی سال‌های 79-86 انجام شده است. نتایج مدل، استان‌های آذربایجان غربی و تهران را در برنامه سوم و استان‌های تهران و گلستان را در سال‌های ابتدایی برنامه چهارم در صدر استان‌های کارا قرار می‌دهد. افزایش اختلاف کارایی‌ها در طی دو برنامه، نشان از گسترش عدم توازن در توجه به شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی کار شایسته دارد. با این وجود، در مجموع به تعداد استان‌های کارا اضافه شده‌است. همچنین تحلیل حساسیت شاخص‌ها نشان داد که شاخص‌های اشتغال ناقص و مددجویان کمیته امداد حساس‌ترین شاخص‌ها و شاخص پوشش تامین اجتماعی، پتانسیل دار ترین شاخص می‌باشند. با لحاظ کردن نتایج، توجه به رویکرد کارایی محور (ورودی و خروجی) برای سیاست‌گذاری‌ و نظارت بر استان‌ها پیشنهاد می‌گردد