جاندارانگاری "دل" در ترکیبات و تعبیرات کنایی گویش هزارگی بامیان

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

doi
10.22034/fakh.2022.333374.1540
چکیده

با توجه به اهمیت گویش هزارگی که از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین گویش‌های خراسان بزرگ است و با عنایت به کاربرد کنایات در گویش‌ها که از جنبه‌های زبان‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی حائز اهمیت است، در این جستار کوشیده‌ایم به این پرسش‌ها پاسخ دهیم که نقش جاندارانگاری واژه‌ "دل" در ترکیبات و تعبیرات کنایی گویش هزارگی، در چه حد است و آیا می‌شود جاندارانگاری "دل" را در ترکیبات و تعبیرات کنایی طبقه‌بندی کرد؟ برای پاسخ به این پرسش­ها، جاندار­انگاری واژه‌ دل را که از واژه‌های محوری در این گویش است، در کنایات گویش هزارگی بررسی و تحلیل کرده­ایم. این پژوهش با روش توصیفی و با رویکرد تحلیل محتوا انجام ‌شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد ترکیبات و تعبیرات کنایی "دل" در گویش هزارگی، دارای "انسان‌انگاری"، "حیوان­انگاری" و "انسان/ حیوان­انگاری" است و از این میان، انسان‌انگاری دل، بسامد و اهمیت بیشتری دارد؛ حتی در انواع دیگر جاندارانگاری نیز رد پای انسان خیلی برجسته است که بیانگر قدرت تخیل گویشوران این گویش است که برای پدیده‌های بی‌روح، روح قائل می‌شوند و دل را مانند انسان، حیوان و موجودات زنده قلمداد می‌کنند.