پیکربندی نهادی برساخت فدرالیسم منطقهای ذیل گفتمان مدیریت سیاسی ملوک الطوایفی در ایران عصر قاجاریه
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22034/iga.2024.710707چکیده
از نظرگاه جغرافیای سیاسی پسامدرن چگونگی اداره، کنترل و نظارت بر مناطق مختلف زیرمجموعه یک کشور و تنظیم مناسبات اقتصادی و اداری در جامعه و الگوهای قبض و بسط قدرت سیاسی در فضای سرزمینی، یک فرایند خطی و تعمیم گرا محسوب نمیشود. بلکه مجموعهای از گفتمانها به مثابه مجموعهای از عناصر نظام یافته ذهنی که در مقطعی از تاریخ گفتمان های رقیب را از صحنه خارج نموده است؛ شکلواره متفاوتی از تفویض اختیارات را نسبت به نهادهای سیاسی- منطقهای و در متن تاریخی قلمرو پدیدار مینمایند. در این راستا در عصر قاجاریه(1796- 1925) مفصلبندی توزیع قدرت سیاسی ذیل گفتمان ملوک الطوایفی دارای گسست گفتمانی با دورههای پیشین بود. از جمله در دوره سلسلههای صفویه ذیل گفتمان تشیع و افشاریه ذیل گفتمان میلیتاریسم الگوی توزیع قدرت سیاسی در سطح قلمرو از تمرکز بیشتری برخوردار بود. در این پژوهش کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و در چارچوب مفهوم حکومتمندی فوکو چگونگی پیکربندی نهادی برساخت فدرالیسم منطقهای در عصر قاجاریه ذیل گفتمان ملوک الطوایفی تحلیل گردد. یافتههای تحقیق نمایانگر آن است که در گفتمان ملوک الطوایفی حکومت قاجاریه؛ علی رغم اینکه حکمرانی مبتنی بر سلطنت فردی بود؛ لیکن هم ارزی مبتنی بر توزیع قدرت سیاسی میان حکومت مرکزی با ایلات، زمینداران روستایی، سرمایه داران شهری و روحانیت موجب عینیتیابی فدرالیسم منطقهای در جغرافیای تاریخی ایران گردید. بطوری که اعمال حاکمیت پادشاهان قاجاریه در پهنۀ قلمرو بدون نیاز به تشکیل ارتش دائمی و فراگیر و گسترش بوروکراسی توسط دولت مرکزی صورت میپذیرفت و دال مرکزی کشورداری به سوی تمرکززدایی و غیرکانونی شدن سلسله مراتب مدیریت سیاسی قلمرو پیش رفت.