دیالکتیک دکترین جریان آزاد اطلاعات
نویسندگان
1 دانشیار گروه ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی (ATU)، تهران، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی،تهران ، ایران.
doi
10.22034/rcc.2023.2015199.1078چکیده
دکترین جریان آزاد اطلاعات پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان یک نظریه لیبرالیستی آمریکایی با نقش کلیدی این کشور در نهادینهسازی این دکترین در جهان، به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در سپهر ارتباطات بینالملل، نمایان شد. این مفهوم از منظر دیالکتیکی، تعارضها و توافقهایی با مسائل مختلف ملی و بینالمللی دارد که هدف این تحقیق، بررسی آنها است. این پژوهش، به روش توصیفی–تحلیلی با استناد به منابع کتابخانهای، منشورهای بینالمللی و قطعنامههای متعدد یونسکو، با مروری بر چیستی و سیر تاریخی شکلگیری این دکترین، ضمن بررسی فرصتها و چالشهای آن، به طرح دیدگاههای موافقان و منتقدان آن از منظر حقوق ارتباطات بینالملل میپردازد و با ارائه مستندات هر گروه، تعارضها و توافقهای مطرح در این زمینه را مورد مطالعه قرار میدهد. نتایج نشان میدهد که با وجود مستندات حقوقی متعدد در منشورهای بینالمللی دال بر حق آزادی بیان و اندیشه انسانها و حق دسترسی آزادانه به اطلاعات، اما نابرابریهای زیرساختی فنّاورانه موجود در جهان، بر ابعاد نامتوازن این دکترین از جمله نابرابریهای اقتصادی، شکاف دیجیتال و شکاف دانایی افزوده و استفاده ابزاری از آن، سبب شکلگیری هژمونی و امپریالیسم فرهنگی کشورهای شمال بر کشورهای جنوب شده است. نتایج همچنین نشان میدهد که جریان آزاد اطلاعات میتواند فرصتهایی چون دسترسی به اطلاعات، افزایش سرمایه اجتماعی، آموزش، اشاعه فرهنگی، پیشگیری از فساد و تقویت فرایندهای اصلاحی در جامعه را به عنوان پیامدهای مثبت؛ و چالشهایی چون حریم خصوصی، آزادی بیان، مالکیت معنوی، اضافهباری اطلاعات و نیز انتشار اطلاعات جعلی را به عنوان پیامدهای منفی به همراه داشته باشد، که در این شرایط نقش دولتها در کنترل و نظارت بر جریان آزاد اطلاعات و نیز نقش شهروندان در مواجهه با چالشهای آن از طریق افزایش سواد اطلاعاتی و رسانهای، میتواند از پیامدهای منفی آن بکاهد.