کنکاشی در پایین بودن فرهنگ کار در بین جوانان- در جستجوی یک نظریه
نویسندگان
1 دانشیار گروه کارآفرینی و توسعه روستایی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22034/rcc.2023.1989682.1057چکیده
این پژوهش باهدف واکاوی پایین بودن فرهنگ کار در بین جوانان و تدوین یک نظریه در این زمینه، با بهرهگیری از روششناسی آمیخته کمی و کیفی به انجام رسیده است. در این پژوهش در ابتدا برای استخراج متغیرها از روش فراترکیب به روش سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده شد. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک دلفی نسبت به تهیه ابزار گردآوری دادهها اقدام شد. پس از تهیه ابزار تهیه شده در مرحله دلفی، اقدام به شناسایی و دستهبندی متغیرها با استفاده از تحلیل عاملی شد. در گام بعدی اقدام به برگزاری یک گروه کانونی برای تدوین مدل تجربی و چگونگی ارتباط متغیرها با یکدیگر شد. در مرحله کمی با بهرهگیری از فرمول کوکران تعداد 96 نفر از بین خبرگان حوزه کسبوکار و فرهنگ کار بهعنوان نمونه آماری برآورد و به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی با انتساب متناسب مورد مطالعه قرارگرفتند. در مرحله کیفی نیز به روش هدفمند و با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی تعداد 16 نفر برای دلفی و تعداد 6 نفر برای گروه کانونی به عنوان مشارکتکننده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در مرحله کمی پرسشنامه پژوهشگرساختهای بود که روایی آن با استفاده از دیدگاه تعداد 3 نفر از اعضای هیئتعلمی دانشگاه ایلام و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (83/0) تأیید شد. با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، زمینههای پایین بودن فرهنگ کار در بین جوانان استان ایلام دستهبندی شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که بیعدالتی مهمترین عامل در پایین بودن فرهنگ کار در بین جوانان و مهمترین متغیر عامل بیعدالتی نیز نبود شایسته سالاری در جامعه بوده است. پژوهشگر با بهرهگیری از نتایج گروه کانونی، نظریه بیدادی شایستگی را در مورد پایین بودن فرهنگ کار در بین جوانان، ییشنهاد داده است.