بررسی تأثیر سازگاری و ناسازگاری پایههای کدو بر تغییرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی پیوندک خربزه خاتونی
نویسندگان
1 گروه گیاهشناسی، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، تهران، ایران
2 گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، تهران، ایران.
3 گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، تهران، ایران
4 گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، تهران. ایران.
doi
10.22059/jci.2025.371199.2873چکیده
هدف: بهمنظور بررسی اثرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ناسازگاری پیوندک خربزه خاتونی (Cucumis melo Gr Inodorus accession Khatooni) بر روی پایههای کدو، آزمایشهایی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقاتی علوم باغبانی دانشگاه تهران، واقع در محمدشهر کرج در سال 1399 اجرا شد.روش پژوهش: در این پژوهش از هفت رقم کدو بهعنوان پایه استفاده شد: ''Rout Power', 'ES 900', 'RZ 12', 'Nongwoo 01', 'RZ6, 'Shintozwa', 'Marvel' و پایه بذری خربزه زراعی 'خاتونی' با نام علمی Cucumis melo GR. Inodorus accession Khatooni نیز علاوه بر پیوندک بهعنوان گیاه شاهد بهکار برده شد. سپس اثرات ناسازگاری و سازگاری، برعملکرد وزن میوه، تعداد میوه و بازارپسندی بررسی شد. سپس میزان فعالیت بیوشیمیایی گیاه پیوندک، از جمله محتوای قند و نشاسته موجود در برگ پیوندک، عناصر معدنی برگ (نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و بور) و مقدار پروتئینها و آنزیم های تنش (سوپراکسیدیسموتاز، پراکسیداز و کاتالاز) مقایسه شدند. یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد بین صفات عملکرد، آنزیمهای تنش، پروتئینها و محتوای کربوهیدراتها اختلاف معنیدار در سطح یک در صد مشاهده شد و در صفاتی چون محتوای عناصر نیتروژن، پتاسیم، کلسیم و بور اختلاف معنیدار در سطح 5 درصد بود. نتایج مقایسه میانگین بهدست آمده نشان داد، عملکرد وزن میوه، تعداد میوه و بازارپسندی محصول تحت تأثیر پایه بود و بیشترین تعداد میوه در بوته، وزن میوه و عملکرد بازارپسندی متعلق به پایههای روتپاور و شینتوزوا بود که در مقایسه با پایه مارول که ناسازگاری از خود نشان داده بود. مقدار پروتئین تجمع یافته در محل پیوند، در پایه ناسازگار مارول به مقدار 03/1 میلیگرم در وزن تر نسبت به پایه شینتوزوا با مقدار 6/0 میلیگرم در وزن تر بود و ترکیبات آنزیمی ضداکسیدکننده نیز در محل پیوند پایههای ناسازگار بسیار بیشتر از پایه سازگار مشاهده شد. مقدار ترکیبات قندی و نشاسته برگ، در شینتوزوا بهطور معنیداری بیشتر از پایه ناسازگار، بود. عناصر نیتروژن، کلسیم، منیزیم، بور موجود در برگ گیاهان سازگار بهطور معنیداری بیشتر سایرین بود.نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، ناسازگاری پایه بر تمام جوانب رشد فیزیولوژیک و بیوشیمیایی و عملکرد پیوندک اثر سو داشت. بنابراین پایه مارول بهعنوان پایه ناسازگار و پایه شینتوزوا پایه سازگار مطلوب برای پیوندک خربزه خاتونی پیشنهاد میگردد.