تحلیل نگرش‌های فرهنگی خانواده در حوزه‌ی آموزش کودکان کار و خیابان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران،ایران. (نویسنده مسئول)

2 دکتری جامعه شناسی، استادیار گروه علوم اجتماعی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/rcc.2022.254148
چکیده

چکیده : رفتار و نگرش خانواده‌ها بر جنبه‌های مختلف زندگی کودکان ازجمله حوزه آموزش آنان اثرگذار است، بسیاری از مشکلات تحصیلی کودکان کار و خیابان هم با رفتارها و باورهای خانواده‌هایشان گره خورده و از آن متأثر شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه مطلعین کلیدی در مورد رفتار و نگرش خانواده‌های کودکان کار نسبت به آموزش آنها در شهر گرگان و با روش کیفی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان از طریق نمونه‌گیری هدفمند از میان مطلعین کلیدی، استادان دانشگاهی، متخصصین دولتی و غیر دولتی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق 2 مصاحبه گروهی و14 مصاحبه عمیق با این افراد گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از یافته‌های پژوهش 5 مضمون اصلی: عدم اعتقاد به تحصیل، تفکر سنتی به تحصیل، نا امیدی به کارایی و اثر‌بخشی تحصیل، تأثیرپذیری و تقلید از اطرافیان و فقر فرهنگی از نظر مطلعین به عنوان رفتارها و نگرش‌های اصلی خانواده‌ها نسبت به آموزش کودکان کار استخراج شدند. این نگرش‌ها در یک رابطه تأثیر و تأثری منجر به اتخاذ راهبردهای متفاوتی شده و پیامدهای مختلفی را برای تحصیل کودکان کار و خیابان در پی دارند. در نتیجه از نظر مطلعین مداخله مبتنی بر نگرش‌های فرهنگی برای حل چالش‌های این حوزه ضروری است. تا زمانی که نگرش خانواده‌ها به مسئله آموزش و تحصیل از طریق برنامه‌های آموزشی متناسب که برگرفته از رویکردها و روش‌های مطالعاتی مناسب است تغییر نکند، مشکلات آموزشی این کودکان ادامه خواهد داشت و همچنان شاهد تحصیل بی کیفیت و ترک تحصیل‌های فراوان بخصوص از مقطع ابتدائی به بعد خواهیم بود و به تبع آن افزایش مسائل و آسیب‌های اجتماعی در این گروه اجتناب ناپذیر خواهد شد.