بررسی ابعاد و زمینه های اتحاد راهبردی کشورها و جنبش های محور مقاومت

نویسندگان

1 استاد جغرافیای طبیعی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 دانشیار جغرافیای سیاسی،دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
چکیده

با پیچیده‌تر شدن تحولات جهان عرب و تسری خیزش‌های مردمی به بیشتر کشورهای خاورمیانه، رقابت فزاینده‌ی قدرت‌ها برای جهت‌دهی فکری و عملیاتی این تحولات آغاز شد. در این میان، مجموعه کشورها و گروه‌هایی تحت عنوان محور مقاومت، برای تثبیت و افزایش ژرفای ژئواستراتژیک و ایدئولوژیک خاص خود در میدان خاورمیانه فعال شدند. پیشینه‌ی شماری از بازیگران محور مقاومت به انقلاب اسلامی بازمی‌گردد، اما تحولات میدانی در عراق، سوریه و سپس یمن، بر چندلایگی این محور افزود و کنشگران تازه‌ای را به سوی خود جذب کرد. با توجه به اهمیت و وزن ژئوپلیتیکی بالای کشورها و گروه‌های محور مقاومت، تحقیق حاضر با روش مصاحبه‌ی خبرگانی و وزن‌دهی به روش SWOT و TOPSIS، به بررسی و امکان‌سنجی تشکیل اتحاد راهبردی میان کشورها و گروه‌های محور مقاومت پرداخته است. در واقع، پرسش اصلی این تحقیق آنست که تا چه اندازه احتمال تشکیل یک اتحادیه یا سازمان منطقه‌ای از سوی کشورها و گروه‌های منتسب به جریان مقاومت وجود دارد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مجموع نمرات وزن‌دار به‌دست‌آمده، بیانگر آن است که عوامل موثر بر تشکیل و یا عدم تشکیل اتحادیه‌ی محور مقاومت، نه از قوت زیاد و نه از ضعف مفرط برخوردار است، بلکه در وضعیت میانه قرار دارد. هم‌چنین، عدد نهایی به‌دست آمده 2.56 است که نشان می‌دهد ایده‌ی تشکیل اتحادیه‌ی محور مقاومت دارای قوت است. از سوی دیگر، جمع نمرات وزندار نیز بیانگر آن است که وضعیت کشورها و گروه‌های محور مقاومت در شرایط متوسط قرار دارد و احتمال تشکیل اتحادیه محور مقاومت، متوسط است. برای افزایش احتمال شکل‌گیری اتحادیه‌ی منطقه‌ای محور مقاومت، تعداد 20 راهبرد، بر اساس اصل هم‌تکمیلی و وابستگی متقابل، پیشنهاد شده است.