مقایسه نظریه تفکیک قوا در اندیشه بنژامن کنستان و ولایت فقیه از منظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار ،گروه حقوق عمومی، دانشگاه پیام نور تهران .

2 استادیار، گروه حقوق بین الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال.

3 کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، پردیس فارابی و کارشناس ارشد حقوق دادرسی اداری دانشگاه پیام نور.

doi
10.22091/csiw.2021.6327.1970
چکیده

با مداقه در نظریه بنژامن کنستان در باب تفکیک قوا و جایگاه ولایت فقیه در اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی ایران می توان این دو را در زمینه روابط و مناسبات قوای حاکم هم­سو و هم­نوا دانست. در اندیشه های کنستان قدرت به پنج شاخه تقسیم می شود که یکی از آنها نقش «قوه تعدیل کننده» دارد و جایگاهی بالاتر از قوای دیگر داشته و در موارد ضروری و بروز مشکل در روابط قوا به حل­وفصل امور می­پردازد. از این منظر، با نقش ولی فقیه در نظارت و هدایت قوای حاکم و وظایف وی در ساختار سیاسی دولت اسلامی شباهت بسیاری به­ویژه در خصوص قوه تعدیل کننده دارد. در این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مقایسه­ای، به چینش قوا در قانون اساسی و جایگاه ولی فقیه به عنوان مرجع تعدیل کننده روابط قوا و حل و فصل کننده اختلافات بین قوه­ای و درون قوه­ای با اندیشه­های بنژامن کنستان پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جایگاه ولی فقیه در قانون اساسی ایران، تعیین سیاست­های کلی نظام اسلامی، حل معضلات و اختلاف­های میان قوا دقیقاً منطبق با نظریات کنستان می­باشد و این جایگاه بدون تصریح مستقیم در متن قانون اساسی در ذیل بسیاری از اصول برای مقام رهبری به عنوان ولی فقیه جامع­الشرایط تجلی یافته است.