معرّفی شمس رضی و اسودی، شخصیّتهایی ناشناس در کتاب دقایقالشّعر
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.52547/hlit.2022.226974.1121چکیده
در کتاب دقایقالشّعر از دو شخصیّت ذکری به میان آمده و از هریک از آنان یک رباعی نقل شده است. تقریباً نام و نشانی از این دو تن در آثار دیگر وجود ندارد. این پژوهش با هدف یافتن اطّلاعاتی دربارۀ این دو، سامان یافت. برای این منظور افزون بر تأمّل بر دو رباعی باقیمانده، تذکرهها و جنگها و منابع دیگر کاویده شد و حسب ضرورت متنهای معتبر تاریخی مربوط به دورۀ سلجوقیان بررسی شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که شمس رضی در میانۀ سالهای 588 تا 607 ه.ق، در نواحی بخارا، دهلی، مکران، سیستان و اسفزار رفت و آمد داشته و مدّتی را در دربار وزیر ممالـک غـور و فیروزکوه و امیر اسفزا سپری کرده است. شمس رضی فرزند سعید رضیالدّین ابوسعید، مستوفی نیکنام دورۀ سلجوقیان و برادر عزیزالدّین، مستوفی و وزیر آن دوران بوده است. آنچه از شعر شمس به جا مانده، دو بیت در قالب یک رباعی در هجو «اسودی» و مطلع قصیدهای است که در ستایش ابوبکر جامجی سروده است. اسودی شخصیّت دیگری است که در سدههای ششم و هفتم هجری میزیسته و از تنها رباعیِ باقیمانده از وی، برمیآید که احتمالاً هجوسرایی بوده که مهاجاتی میان او و شمس رضی وجود داشته است و یک رباعی از او در هجو همین شمس رضی از راه کتاب دقایقالشّعر به دست ما رسیده و از همین راه، رباعی هجوآمیزی که شمس رضی علیه او سروده نیز محفوظ مانده است.