تأملی دربارۀ ترکیب «سرعلف» در مرزبان‌نامه

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.

doi
10.52547/hlit.2022.227219.1127
چکیده

از دیرباز بر سر ضبط صحیح «سرعلف» و معنای آن در داستان «شتر با شتربان» در باب هفتم مرزبان‌نامه، اختلاف نظر وجود داشته و همچنان باب بحث دربارۀ آن گشوده است. علامه محمد قزوینی در پانویس به یکسانی ضبط این واژه در همۀ نسخ اشاره کرده است اما با نهادن علامت پرسش، در صحت ضبط و معنای آن تردید کرده است. دیگر مصححان، شارحان و پژوهشگرانی که نکاتی دربارۀ تصحیح و تحشیۀ این متن قلمی کرده‌اند، نسبت به این واژه مواضع متفاوتی داشته‌اند: گروهی از محققان این ضبط را پذیرفته‌اند و با ارائۀ معنا در ایضاح آن کوشیده‌اند؛ برخی از محققان آن را مصداق گشتگی متن دانسته‌اند و برخی تمام و یا قسمتی از آن را از متن حذف نموده‌اند و هرکدام برای پذیرفتن ضبط، حذف ترکیب و یا پیشنهاد واژۀ بدیل، دلایلی اقامه کرده‌اند. در این مقاله پس از بررسی و ارزیابی تفصیلی نسخ و شروح موجود، کوشیده‌ایم بر پایۀ داده‌های گویشی ضبط صحیح را مشخص کرد و معنای دقیقی از این واژه به دست دهیم. این واژه در گویش‌های جنوب خراسان به معنای قسمت‌های نازک و نورستۀ سر گیاهان به کار می‌رود و مجازاً به هرگونه علوفه و گیاه مرغوب و باکیفیت نیز اطلاق می‌شود.