کاربردهای سیاست مالی با حضور خانوارهایی با مصرف سرانگشتی با استفاده از تحلیل مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/ecoj.2021.42755.2767چکیده
در این مطالعه، تأثیر شوکهای مخارج دولت بر متغیرهای کلان اقتصادی در ایران خصوصاً بر مصرف کل بخش خصوصی در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) و در یک اقتصاد بسته با شمول خانوارهای غیرریکاردینی و یک سیاست نسبتاً دقیق مالی مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج شبیهسازی مدل نشان میدهند که وجود خانوارهای غیرریکاردینی یک محرک در جهت افزایش سطح مصرف کل در پاسخ به شوک مخارج دولت نسبت به حالت پایه بدون حضور خانوارهای غیر ریکاردینی میباشد. یافتههای تحقیق دلالت بر این امر دارد که در ایران اعمال تکانه مثبت مخارج مصرفی دولت، امکان رشد پویای سرمایهگذاری را فراهم نمیسازد. این در حالی است که اشتغال نیروی کار خانوارهای غیرریکاردینی بدلیل افزایش در دستمزد افزایش یافته، لیکن سرمایهگذاری کاهش مییابد. همچنین سیاست مالی دارای اثر مثبت بر تولید میباشد، اگرچه ضریب تکاثری پایینتر از یک بوده و به مرور زمان تولید کاهش خواهد یافت. با توجه به این مسئله که اثر تکانه مخارج مصرفی دولت روی مخارج مصرفی بخش خصوصی مثبت بوده لذا این نتیجه خلاف چارچوب نظریه برابری ریکاردینی و بصورت (crowding-in) عمل مینماید.