(مقاله علمی پژوهشی) ارزیابی تولید اولیه ناخالص برآوردی سنجنده MODIS با استفاده از برجهای اندازهگیری شار کربن (مطالعه موردی: جنگلهای معتدله انگلستان) 20.1001.1.23453419.1399.8.2.7.9
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آلودگی محیط زیست ، دانشکده منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران
2 دانشیار گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ایران.
3 بخش محیط زیست، شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس، تهران، ایران
4 گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، مازندران، ایران.
doi
10.22125/agmj.2020.222114.1092چکیده
در این پژوهش، محصول تولید اولیه ناخالص سنجنده مودیس (MODIS-GPP) به عنوان نمایهای از توان بالقوه پوشش گیاهی در ترسیب دیاکسیدکربن جو سطح زمین با استفاده از دادههای برج شار کربن (Flux Tower-GPP) در سه منطقه همگن جنگلی از درختان برگ پهن در جنوب انگلستان مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. پس از انجام آزمون نرمال بودن، میانگین سنجندهی مودیس (پیکسل 1 × 1 کیلومتر) با Flux Tower GPP مقایسه شد. بر اساس نتایج آزمون تی- استیودنت دو طرفه، بین میانگین دادهها اختلاف معنیداری در سطح 95% وجود دارد. در دو ایستگاه Alice Holt و Wytham مقادیر اندازه گیری شده توسط برجها بیشتر از MODIS-GPP میباشد؛ در حالی که در ایستگاه Pang Lambourne برعکس است که میتواند ناشی از ناهمگنی پوشش سطح زمین باشد. روند تغییرات فصلی هر دو سری داده یکسان میباشد و در تمامی ایستگاهها افزایش GPP در مراحل نمو گیاهان نمایان است. میزان این کمیت با یک شیب ملایم تا ابتدای ماه می افزایش مییابد و تا نیمه تابستان با افزایش تراکم تاج پوشش، تحت تاثیر بیشینه تابش فعال فتوسنتزی جذب شده توسط گیاهان و فعالیت فتوسنتزی، افزایش مییابد. در اواخر فصل تابستان مقدار آن بتدریج کاهش مییابد و سرانجام، با شروع فصل پاییز و افت دمای هوا، کاهش سریعی در ماه اکتبر مشاهده شد. استفاده از دادههای MODIS-GPP برای برآورد توان تولید بومسازگانها بهدلیل ناهمگنی ساختاری درون پیکسل این دادهها به تنهایی قابل اعتماد نمیباشد. از طرف دیگر به دلیل محدودیت تعداد برجهای اندازهگیری شار کربن، از این برجها نمیتوان به تنهایی برای درونیابی و بررسی تغییرات مکانی و زمانی کمیتGPP استفاده کرد. بنابراین، استفاده توام دادههای MODIS-GPP و Flux Tower-GPP در ارزیابی توان تولید بالقوه بومسازگانها در سطح منطقهای و جهان قابل توصیه است.