رابطه مدیریت استعداد و بهرهوری نیروی انسانی، با توجه به میانجیگری چابکی سازمانیِ کارکنان آموزش و پرورش
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، مدیریت دولتی گرایش طراحی سازمان های دولتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند
2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه شیراز
3 دانشیار مدیریت آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه بیرجند
doi
10.22034/fakh.2020.152455.1302چکیده
یکی از الزامات سازمانهای نوین، بهرهوری نیروی انسانی است که این مهم میتواند در پرتو مدیریت استعداد و چابکی سازمانی توسعه یابد. با درک این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مدیریت استعداد و بهرهوری نیروی انسانی، با توجه به میانجیگری چابکی سازمانی کارکنان آموزش و پرورش خراسان جنوبی انجام شده است. پژوهش حاضر که به روش پیمایشی انجام شده، از نوع همبستگی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری کلیه کارکنان اداره کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی شامل 260 نفر بود که بر اساس جدول مورگان، 150 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت، چابکی سازمانی شریفی و ژانگ و مدیریت استعداد احمدی و همکاران بود. روایی این پرسشنامهها با استفاده از نظر اساتید تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای هر یک از پرسشنامهها به ترتیب 96/0، 96/0 و 97/0 بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای آماریSPSS24 و Lisrel8.8 و آزمونهای آماری رگرسیون چندمتغیره همزمان و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که متغیر مدیریت استعداد هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق متغیر چابکی سازمانی پیشبینی کننده بهرهوری نیروی انسانی میباشد. آزمون z سوبل، یعنی آزمون اندازه نسبی مسیر غیرمستقیم در مقابل مستقیم الگوی مدیریت استعداد و بهرهوری نیروی انسانی 05/2 =z و 04/0=p معنادار شد که حاکی از میانجیگری چابکی سازمانی است.